عبد الرزاق اللاهيجي

232

گوهر مراد ( فارسى )

باشد ، چنان كه ظاهر بلكه صريح اقاويل ايشان است ، لا محاله اين معنى نزد « 1 » عقلا ممتنع است ، و دعوى انعقاد اجماع بر اين مطلب غير مسموع . و غرض حكما نيز از ادلّه قدم زمانى ، اگر مناقضهء اين دعوى متكلّمين است ، شك نيست در صحّت آن . و اگر غرض ، اثبات عدم تناهى امتداد زمان است ، ادلّه ايشان مدخول است . و من بتوفيق اللّه تعالى در مؤلّفات خود از عهده تزييف ، بيرون آمده‌ام . و چون ذكر ادلّه طرفين و بيان ضعف و مدخوليّت آنها موجب اطناب عظيم است و غرضى نيز متعلّق به آن نيست ، لهذا طى آن مراتب نموده ، به همين قدر كه موجب اهتداى متّبعان كلمات جانبين به حقيقت امر مىتواند شد ، اقتصار كرد و اللّه وليّ الهداية و العصمة .

--> ( 1 ) ب ، ج : « نزد » ندارد .