عبد الرزاق اللاهيجي

19

گوهر مراد ( فارسى )

نموده ، به جهت تعلق صرف نمايد ، تا اثر فيض اعلى به جميع ذرّات وجود سرايت تواند نمود . و ما بين عقل كلى و نفس كلّيه رابطه تأثير و تأثّر ، كه در حقيقت تزويج معنوى است ، متحقق ساخت تا انواع موجودات علوى و سفلى توالد نمود . « 1 » و نوع انسان را كه ارشد « 2 » اولاد آباء علوى و امّهات سفلى است ، به مزيد عنايت اختصاص داده ، قابل خلافت خويش گردانيد ، و تشريف خاتميّت نبوّت مطلقه در قامت قابليّت اشرف افراد كه « 3 » اشرف انواع كائنات ، كه به جلوهء اعتدال حقيقى ممتاز است ، پوشانيد . و مظهر قدرت مطلقه را به مرتبهء اخوّت ، كه در رتبهء معنوى رديف تساوى است ، مخصوص ساخته ، و « 4 » به جهت تأكيد خاتميّت ، بقاى شريعت مطهّره را به اوصياى اثنى عشر كه بروج آسمان توحيدند ، مؤسّس گردانيد ، - صلوات اللّه عليه و عليهم أجمعين - . أمّا بعد : بر ورق گزارش چنين نگارش مىنمايد خامهء عجز و نيستى ، پست‌پايه‌ترين منسوبان ، دودمان دانش و بينش و كم‌مايه‌ترين نظركنندگان در كارخانهء آفرينش عبد الرّزاق بن علي بن حسين اللّاهيجي - تجاوز اللّه عنهم - كه هر كس نور خرد بر جبههء استعدادش تافته و پرتو آفتاب عقل در روزنهء « 5 » قابليتش راه يافته ، دانسته باشد كه شرف آدمى بر كاينات به جوهر عقل است و اين شرف ، فى الحقيقه وقتى او را حاصل آيد كه آراسته شود به خاصيّت عقل كه دانستن اشياست و كار بستن به مقتضاى آن . و ضرورترين دانشها شناختن خود است و بازگشت خود ، و شناختن پروردگار خود و شناختن فرمان پروردگار خود است « 6 » و مجموع اين دانش‌هاست كه علماى متكلّمين ، اصول دين خوانند و حكماى محقّقين ، حكمت الهى گويند و صوفيّه موحّدين ، معرفت نام نهند .

--> ( 1 ) الف ، ج : تولّد نمود . ( 2 ) الف : اشرف . ( 3 ) الف ، ج : « كه » ندارد . ( 4 ) ج : « و » ندارد . ( 5 ) الف : روزن . ( 6 ) الف ، ج : « است » ندارد .