عبد الرزاق اللاهيجي

183

گوهر مراد ( فارسى )

در او مرتسم شده و ميل شهوات و نيل امانى وى را ملكه گشته و صفات ذميمه و اطوار غير مرضيّه وى را خلق و عادت گرديده و مع جميع ذلك شعورى نيز او را به كمالات باشد و تصوّر مراتب عليّه « 1 » كرده بود ، چون به خود افتد و هيچ ملايم جوهر خود با خود نبيند و همه منافى بيند و دست از همه آنها كه ملايم و لذيذ پنداشته كوتاه گشته و طريق وصول و ميل شهوات حسيّه و هوسات و لذّات « 2 » بهيميّه وهميّه بالكليّه مسدود گرديده و رغبت بدان و خار خار آن در نفس ريشه‌ها دوانيده ، و هر ريشه از آن افعى جانگزايى « 3 » شده ، سر در جان بيچاره نهاده ، هرآينه وى را در اين حالت المى روى نمايد و عذابى فروگيرد كه نسبت آن الم و آن عذاب به اين المها و عذابهاى دنيوى ، چون نسبت آتش دوزخ باشد به اين آتشها . و در آن وقت بداند حقيقت آنچه در حديث آمده كه خداى تعالى ، آتش دوزخ را هفتاد نوبت شسته ، و به دنيا فرستاده ، كه مردم در مصالح خود به آن منتفع توانند شد . و اين است شقاوت حقيقى و حقيقت نار كه مأواى كفار فجّار و « مثوى المتكبّرين و الأشرار است ؛ أبد الآباد أعاذنا اللّه تعالى منها و جميع أوليائه بفضله و كرمه « 4 » . و اينكه بيان كرديم سعادت و شقاوت روحانى و جنت و نار معنوى است كه وصول به آن و دخول در آن به مجرد مفارقت نفس از بدن متحقق شود . و اما لذّت و الم جسمانى و بهشت و دوزخ ظاهرى بعد از بعث ابدان ، در قيامت به ظهور خواهد رسيد . اين بود بيان حال كاملين در علم و عمل و بالغين در خسران علم و عمل ؛ اعنى نفوسى كه با عدم علم و عمل صالح ، متصف به اضداد آن ، اعنى جهل مركب و شرارت باشند . و از اينجا توان دانست حال متوسطين در علم و عمل

--> ( 1 ) ب : عاليه . ( 2 ) ب : « لذات » ندارد . ( 3 ) الف : جانگدازى . ( 4 ) قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم : « إنّ ناركم هذه جزء من سبعين جزء من نار جهنّم . . . ، ميزان الحكمة 2 / 163 .