عبد الرزاق اللاهيجي

127

گوهر مراد ( فارسى )

باشد ، يا مسامات زمين به غايت مسدود بود ، به سبب قوت ميل ابخره و ادخنه متحبسه به خروج و عدم قبول ارض مر انفجار و انشقاق را ، زلزله حادث شود . و اگر ابخره و ادخنهء محتبسه « 1 » در موضعى از ارض را طول مكثى ، در ارض روى دهد ، لا محاله به تدريج با هم مختلط شده ، مزاج حادث شود . و سبب حدوث معدنيّات گردد . پس اگر بخار غالب باشد اجسام شفّافه ، مثل يشم و بلور و زيبق و امثال آن حادث گردد ، و اگر دخان غالب بود امثال ملح و زاج « 2 » و نوشادر و كبريت تولد نمايد . و از اختلاط بعضى از اين اجسام با بعضى ، چون زيبق با كبريت ، به انحاء مختلفه ، اجساد متطرقه ؛ چون ذهب و فضه و مس و آهن و امثال آن حادث شود .

--> ( 1 ) الف : مجتمعه . ( 2 ) الف : زجاج .