عبد الرزاق اللاهيجي

123

گوهر مراد ( فارسى )

مكيدن اگر سرنگون كنند ، داخل نشود و اين نبود مگر به سبب آنكه مكيدن بسيارى از هوا را بيرون كشد و اندك هوائى كه ماند ، بنابر امتناع خلأ متخلخل شود ، تا تمام جوف شيشه را فروگيرد چون متصل به آب شود برودت طبيعى آب تكثيف او كند ، و به مقدار اصلى خود عود نمايد ، و بنابر امتناع خلأ ، آب به خلاف جهت طبيعى خود حركت قسرى به بالا نموده داخل شيشه شود . اما پيش از مكيدن ، چون هواى شيشه ، متخلخل نگشته و رقيق نشده « 1 » و به استحكام طبيعى خود باقى است ، برودت آب تكثيف او نتواند كرد تا سبب دخول آب تواند شد . و اعتراضى كه بر اين دليل مىكنند كه اگر شيشهء مذكور را به اين حال ، بر سر آب گرم سرنگون كنند باز آب داخل او شود ، و حال آنكه برودتى موجود نيست كه تكثيف تواند كرد ، باطل است . چه اگر برودت بالفعل موجود نيست ، اما صورت مبرّده كه صورت مائى است موجود است و او به اعداد بلّت كه مقارن اوست علّت تكثيف تواند شد ، چه حقّ اين است كه فعل در عناصر منسوب به صورت است نه به كيفيّت . و اما دليل امتناع خلأ بعد از اين خواهد آمد ان شاء اللّه العزيز . و نوعى ديگر از باد باشد كه آن را سموم گويند ، يعنى متكيف به كيفيّت سمّى . و سببش آن بود ، كه هوا از شدّت اشعهء منعكسه محترق شود و كيفيت سمى به هم رساند . چنانچه در بلاد به غايت گرمسير و يا مرور به اراضى حارّه كبريتيّه نمايد ، و كيفيّت سمّى كسب كند ، و گاه اتفاق افتد كه سبب حدوث رياح در جهات مختلفه به هم رسد ، و همه به هم متوجه شوند و به يكديگر برخورده ، پيچيده شوند ، و گرد و غبار از روى زمين در اينها پيچد و چون همه با هم مصادم باشند و از جهت ديگر ، راه به در شد نيابند ناچار « 2 » به جانب بالا متصاعد شوند ، و اين را گردباد خوانند . و گاه باشد كه بخار متصاعد به سبب

--> ( 1 ) ب : نگشته . ( 2 ) ب : لا جرم .