عبد الرزاق اللاهيجي
117
گوهر مراد ( فارسى )
و بعضى ديگر گويند كه استحاله ، به نفوذ اجزاى حارّه است از جسم حار ، در جسم بارد ، و يا به نفوذ اجزاى بارد از جسم بارد و جسم حار ؛ و همچنين در ساير كيفيات ، مثلا گرم شدن آب را چنين دانند كه اجزاى صغار از جرم نار منفصل شود ، و در جرم آب نفوذ كند : و اين هر دو مذهب در غايت سخافت است ، چنان كه بر صاحبان طبيعت مستقيم پوشيده نيست ، و ادنى چيزى كه بر فساد مذهب اوّل دلالت كند آن است ؛ كه اين همه آتش كه در وقت اشتعال هيزم از او منفصل مىگردد ؛ با آنچه در ظاهر و باطن اخگر بعد از انفصال شعل باقى ماند ، معلوم است بالضرورة ، كه نتواند كه در باطن هيزم پيش از اشتعال موجود باشد ، و احراق او نكند و بشكستن و سائيدن ظاهر نشود . و بر فساد مذهب ثانى حدوث حرارت است به مجرد حركت ، بىوجود ناريتى كه ممكن باشد نفوذ اجزاى وى مانند : دو چوب خشك كه به هم سايند گرم گردد ، و گاه باشد كه محترق شود .