نظر علي الطالقاني
66
كاشف الأسرار ( فارسى )
اول آن كه نخواهد بنده خدا باشد . چنانچه آن گبر گفت اى موسى به خدا بگو مرا العياذ باللّه از بندگى و خدائى تو ننگ آيد ، ديگر مرا روزى مده كه ننگم آيد . بلكه نمىخواهد مطيع باشد سهل است ، گويد ، العياذ باللّه ، خدا منم . چنانچه فرعون گفت يا أَيُّهَا الْمَلَأُ ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي 186 : اى بزرگان نشان ندارم از براى شما خدائى غير از خودم . و گفت انا ربّكم الاعلى 187 : منم پروردگار بزرگتر و بلندتر شما . و مىدانستند واقع را چنانچه فرمود وَ جَحَدُوا بِها 188 ، الآية . دوّم آن كه از اقرار به نبوت ننگ دارد . چون بسيارى كه يقين كردند و به جهت حب رياست منكر شدند . چون بسيارى از يهود و نصاراى نجران و هكذا . چنانچه فرمود الذين آتيناهم الكتاب يعرفونه كما يعرفون ابنائهم و انّ فريقا منهم ليكتمون الحقّ و هم يعلمون 189 : آنان كه دادهايم پيش از اين به ايشان كتاب را مىشناسند پيغمبر ما را چنانچه پسران خود را مىشناسند و به درستى كه طائفهاى از ايشان پنهان مىكنند حق را دانسته . وقتى كه كعب بن اسيد را كه بزرگ بنى قريظه بود آوردند كه گردن بزنند خاتم ( ص ) به خاطر او آورد وصيّت آن عالم شامى را كه به او خبر از اوصاف حضرت داده بود . عرض كرد قد كان ذلك يا محمّد و لو لا انّ اليهود يعيّرونى انّى جزعت عند القتل لا منت بك و صدّقتك و لكنّى على دين اليهود عليه احيى و عليه اموت 190 : چنين است كه فرمودى و اگر يهود مرا سرزنش نمىكرد كه من ترسيدم از كشته شدن ، هرآينه ايمان به تو مىآوردم و تصديق تو مىكردم و لكن به جهت اين ننگ و سرزنش ايمان نمىآورم ، هستم به دين يهود به او زندهام و به او مىميرم . پس گردنش را زدند . بعد حى ابن اخطب ملعون را آوردند كه او واداشت بنى قريظه عهدنامه حضرت را دريدند ، خاتم ( ص ) فرمود يا فاسق كيف رايت صنع اللّه بك فقال و اللّه يا محمّد ما الوم نفسى فى عداوتك و لقد قلقلت كلّ مقلقل و جهدت كلّ الجهد و لكن من يخذله اللّه يخذل 191 : اى فاسق ديدى خدا با تو چه كرد ؟ گفت و اللّه يا محمد در عداوت تو خود را ملامت نمىكنم . آنچه ممكن و متصوّر بود از اسباب جنگ و دشمنى فراهم آوردم و لكن ثمر نكرد ، هر كه را خدا خوار كند خوار مىشود . پس گردنش را زدند . بلكه علاوه بر انكار گويد منم پيغمبر . مثل مسيلمه كذاب و ديگران و به عكس مستجاب الدعوة بود و ابو حنيفه هم بود . سوّم آن كه از اقرار امامت ننگ دارد بلكه گويد منم امام . مثل آنان كه