نظر علي الطالقاني

63

كاشف الأسرار ( فارسى )

تعالى لهما كلا من حيث شئتما و لا تقربا هذه الشّجرة فتكونا من الظّالمين فاخذا ما لا حاجة بهما اليه فدخل ذلك على ذرّيّتهما الى يوم القيمة و ذلك انّ اكثر ما يطلب ابن آدم ما لا حاجة به ثمّ الحسد و هى معصية ابن آدم حيث حسد اخاه فقتله فتشعّب من ذلك حبّ النّساء و حبّ الدّنيا و حبّ الرّئاسة و حبّ الكلام و حبّ العلوّ و الثّروة فصرن سبع خصال فاجتمعن كلّهنّ فى حبّ الدّنيا فقال الانبياء و العلماء بعد معرفة ذلك حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة و الدّنيا دنياءان بلاغ و دنيا ملعونة 177 : از سيد السّاجدين ( ع ) سؤال كردند كه بهترين عملها در نزد خدا كدام است . فرمود بعد از شناختن خدا و رسول هيچ عملى بهتر از دشمن داشتن دنيا نيست و از براى اين شعبه‌ها است و از براى معاصى نيز شعبه‌ها است . اول معصيت‌ها كبر بود كه ابليس نمود و سجدهء آدم ( ع ) ننمود ، و حرص است كه گناه آدم ( ع ) و حوّا بود ، خدا فرمود از بهشت بخوريد هر جاى او كه خواهيد و از اين درخت مخوريد پس گرفتند آنچه به او حاجت نداشتند پس داخل شد حرص در ذريّه ايشان نيز تا روز قيامت زيرا كه اكثر چيزها كه آدمى پى بىآن مىرود چيزى است كه حاجت به او ندارد . پس از اين دو ، حسد است و او گناه پسر آدم ( ع ) بود كه به برادرش حسد برد و او را كشت پس ناشى شد از اين سه گناه ، محبت زن و محبت دنيا و حب رياست و حب سخنورى و حب بلندى و توانگرى . پس شدند هفت خصلت و همه اين‌ها در محبت دنيا هستند . اين است كه پيغمبران ( ع ) و علماء بعد از معرفت اين مطلب فرمودند حب دنيا سرمنشأ و سرچشمه همه معاصى و هر گناه است . ببين چگونه كبر را مقدم بر همه داشت و سرّش ظاهر شد زيرا كه او از محبت ذات خيزد و مقدم بر اين چيزى نيست و حرص نيز از محبت ذات خيزد كه جمع كند شايد يك وقتى به كارش آيد و يا همه چيز را به نفس خود برساند و همهء لذت را دريابد و هكذا ساير حرص‌ها و گاهى از محبت حيات دنيا خيزد و گاهى از حب رياست . و محبت اولاد فرع محبت خودش است فلا رابع . اما شيوه ائمه . حضرت امير با فقراء مصاحبت مىكرد و مىنشست و مىفرمود انا مسكين جالس مسكينا . 178 ديده‌اى حكايت مشك آب برداشتن او را به جهت آن زن بيوه ؟ الا لعنة اللّه على القوم الظّالمين و سيعلم الّذين ظلموا اىّ منقلب ينقلبون .