نظر علي الطالقاني

559

كاشف الأسرار ( فارسى )

پدر و مادر اراده شده بود ، و مثل خواب عزيز مصر كه هفت گاو لاغر و هفت گاو چاق و هفت خوشهء سبز و هفت خوشهء خشك ديد و اين ظاهر مراد نبود و مراد هفت سال ارزانى و هفت سال گرانى بود ، و حضرت خاتم ( ص ) بوزينه و ميمون مىبيند و مراد بنى اميّه و خلفاء جور مىشود و هكذا . حال گوئيم البتّه بايد علاقه و مناسبتى باشد ميان ظاهر متشابه و ميان آن معنى كه از او اراده شده تا كلام غلط نشده باشد و بايد قرينه‌اى هم داشته باشد تا مفهوم گردد و قرينهء او محكمات و عقول كمّلين و سلسلهء معصومين و قواعد مذهب و ضوابط دين متين است كه اينها مانند معلومات ضروريّه‌اند كه از ايشان پىبريم به متشابهات و مجهولات نظريّه . و امّا بيان علاقه و مناسبت ، بسيار مشكل است و تمام آن را كسى داند كه علم به تمام ما كان و ما يكون و جميع عوالم و همهء حقايق و رقايق و لوازم و ملزومات داشته باشد يا عالم به تعبير و تأويل خواب‌ها و متشابهات باشد . پس ظاهر شد كه جهات علاقه و مناسبت بسيار است و ما نمونه‌اى بياوريم . پس بعون اللّه گوئيم يكى از جهات ، مقصود بالذّات و مقصود بالعرض است . مثلا در هواى گرم و تاريك ، شمع و چراغ مطلوب است و لازمهء او گرمى و حرارت است و در هواى گرم ، گرمى مكره و مبغوض است فى حد ذاته و از اين جهت كه چراغ و نور مطلوب بالذّات است اين گرمى نيز مطلوب بالعرض است . و هر كه اسب خواهد زحمت تيمار و كاه و جو نيز البته مطلوب بالعرض است . خلاصه جميع لوازم و مقدّمات مطلوب بالذّات ، مطلوب بالعرضند ، اگر چه فى حد ذاته مبغوض و مكره باشند . حال گوئيم غرض از وجود انسان و تكليف او و عبوديت او تكميل او است و به مقام ربوبيت رسيدن او است و لازمهء تكليف و تبليغ رسل و نزول كتب آن است كه كفّار و اشرار آنها را به اختيار تكذيب و انكار نمايند . پس اگر دين و تكليف نبودى انكار و تكذيب متصوّر نشدى ، پس كافر نبودى . پس ظاهر شد كه مقصود بالذّات از ارسال رسل و انزال كتب ، همه تكميل و هدايت انسان است و گمراهى و نقصان و جهل ، مبغوض حق است و جمعى به اختيار زشت خود همين را پسندند . پس اين مكره ، مقصود بالعرض شد . پس تو را بديهى شد كه يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ چه معنى دارد وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ چه معنى دارد و همهء آيات كه اشاره شد معنى همه ، تو را بديهى شد . پس بديهى شد كه خدا را نيز مدخليتى است در تكذيب و گناه ، چه در ايجاد ، كه طينت خبيثه باشد ، و چه در تكليف