نظر علي الطالقاني

52

كاشف الأسرار ( فارسى )

شبى حضرت را به خانه برد . صبح عرض كرد يا على امشب هم ؟ فرمود بلى برو از خواهرت بپرس . 127 او را متعه نموده بود . گويند اين يك باعث تحريم متعه بود . وارد شده كه حسن ( ع ) فرمود از عهده زنان بنى اميّه بر نمىآيد مگر مردان بنى هاشم . 128 اگر چه لذت جماع هم لذت پستى است و از پستى او است كه آلتش قبيح الذكر و لازم السرّ است . حتى اطفال بالفطره از ظهورش خجالت كشند و قهرا پنهان كنند و خداوند نام او را سوأة گذاشت كما قال بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما 129 : ظاهر شد از براى ايشان عورت ايشان . و عملش هم قبيح است كه همه پنهان دارند و اكل و شرب اين قبح را ندارد بلكه به تنهائى مذموم است . منقول است كه نوح ( ع ) در خواب بود و باد عورت او را ظاهر نمود و سام ( ع ) مىپوشانيد و حام كه پدر سياهان است مىخنديد و ظاهرا مكرر شد تا حضرت برخاست و نفرين كرد كه اولاد تو خدمتكاران اولاد سام گردند . 130 خلاصه لذت شكم و فرج پست‌ترين همه لذت‌ها است زيرا كه اين لذت به پر كردن و خالى كردن است و لذا زود هر دو عاجز شوند و چون خالى شدند ضعف و سستى رودهد . و افراط و تفريط در هر يك مضر و مهلك است . اين ضرر دنيوى او ، تا به آخرت چه رسد . و لذت ذائقه و لامسه برتر از ايشان است كه پر كردن نيست و لذا دوامش بيشتر است اگر چه تا به جرم لسان و بدن نرسد نفهمد . و لذت شامه از او برتر و بادوام‌تر كه اتّصال جسم خوشبو لازم نيست اگر چه هواى متصل مىخواهد . و لذت سامعه برتر و بيشتر است اگر چه او هم هوا مىخواهد . و باصره از ايشان به تجرد نزديك‌تر است كه مماس و وصول ضرور ندارد اگر چه هواى روشن و مقابله مرئى مىخواهد . و برتر از همه حس مشترك و خيال است كه هيچ چيز ضرور ندارد . بلى در به دو امر توقف به خارج دارد كه حواس ظاهره جاسوسان اويند و ايضا وجود خيال مدتى بعد از حواس ظاهره پيدا شود . نبينى كه اطفال مدتى پيش همه روند و از همه پستان قبول كنند و چون خيال پيدا كرد و مادر و دايه را از غير تميز داد و شكل ايشان در خاطر وى نقش بست ديگر از ديگرى پستان نگيرند ؟ بلى چون قوت گيرند و از باطن چيزى به خيال و حس مشترك آيد او هم محتاج به خارج نيست . حال گوئيم اين لذت‌ها كه ذكر شد و محتاج به خارجند همه پست و خوار است . چه پستى زيادتر از اين كه حيوانات در همه اينها با تو شريكند بلكه در بعضى ايشان