نظر علي الطالقاني
521
كاشف الأسرار ( فارسى )
( 37 ) . عبد على بن جمعه ، تفسير نور الثقلين ، ذيل آيه 35 سوره نور ، احاديث 169 تا 178 و 180 ، ج 3 ، ص 602 تا 607 . ( 38 ) . عبد على بن جمعه ، تفسير نور الثقلين ، ذيل آيه 35 سوره نور ، حديث 179 ، ج 3 ، ص 605 و 606 . ( 39 ) . سوره نور ، آيه 36 : در خانههائى كه خدا رخصت داده كه آنجا رفعت يابد و در آن ذكر نام خدا شود . ( 40 ) . سوره سجده ، آيه 5 : امر عالم را از آسمان تا زمين تدبير مىكند سپس باز به سوى خود بالا مىبرد . ( 41 ) . سوره معارج ، آيه 4 : فرشتگان و روح الامين به سوى خدا بالا روند در روزى كه مدّتش پنجاه هزار سال خواهد بود . ( 42 ) . سوره بقره ، آيه 156 : ما براى خدائيم و ما به سوى او بازخواهيمگشت . ( 43 ) . سوره فجر ، آيه 28 : اى نفس قدسى مطمئن و دل آرام ، به حضور پروردگارت بازآى . ( 44 ) . سوره نور ، آيه 31 : به درگاه خدا توبه كنيد . ( 45 ) . سوره رعد ، آيه 36 : خلق را به سوى او دعوت مىكنم و بازگشت ما به سوى اوست . ( 46 ) . سوره توبه ، آيه 117 : خدا از پيامبر در گذشت . ( 47 ) . سوره توبه ، آيه 118 : پس خدا باز بر آنها لطف فرمود و توبه پذيرفت تا توبه كنند . ( 48 ) . سوره رعد ، آيه 17 : خدا از آسمان آبى نازل كرد كه در هر رودى به قدر وسعت و ظرفيتش سيلاب جارى شد . . . ( 49 ) . سوره فرقان ، آيه 45 و 46 : آيا نديدى كه خدا چگونه سايه را ، با آنكه اگر مىخواست ساكنش مىكرد ، بر سر عالميان بگسترانيد . آنگاه آفتاب را بر آن دليل قرار داديم . سپس آن آفتاب را تدريجا به سوى خود بازمىگيريم . ( 50 ) . سپس آن را بازگرفت و به سوى خود كشيد ، بازگرفتنى تدريجى و كم كم ، بر حسب تبعيّت استعدادها . و چون معنى يا مضمون كشيدن را به كار برد با « الى » متعدّى نمود . و چون بازگرفتن و قوس صعود لازمهاش زمان بود ، لفظ « يسير » را كه بر آن دلالت مىكند آورد ، بر خلاف قوس نزول و گسترانيدن سايه ( مد ظلّ ) كه آنى است به اضافه اينكه زمانى قبل از زمان وجود ندارد . يا اينكه معنى « يسير » به سهولت باشد ، يعنى به سهولت بازش گرفتيم و بالايش برديم يا اينكه اين كار بر ما سهل است . و به اين معنى ممكن است به دو طرف قوس متعلق باشد يعنى چگونه به سهولت گسترانيدش و بازش گرفت . و همينطور به معنى اوّل ، يعنى آن را كم كم و درجه به درجه گسترانيد و فرو فرستاد و كم كم بازش گرفت و بالايش برد . و همچنين چون لازمهء بعد و دورى ، نقص و كثرت و تفصيل است و لازمهء قرب و نزديكى ، عكس آن ، چنانچه ان شاء اللّه به زودى توضيحش خواهد آمد ، پس در نزول كم كم گسترانيد و بسط داد و در صعود به همان صورت بازگرفت و جمع نمود . و خدا بر حقيقت امر آگاه است . ( 51 ) . سوره نجم ، آيات 8 و 9 : آنگاه نزديك شد و فرود آمد و با او به قدر دو كمان يا نزديكتر از آن شد . ( 52 ) . محدث قمى ، مفاتيح الجنان ، دعاى ندبه : و در دعاى ندبه بعد از « او ادنى » آمده است : نزديكى و قربى نسبت به خداى علىّ اعلى . ( 53 ) . سوره اعراف ، آيه 29 : چنان كه شما را در اوّل بيافريد ديگر بار به سويش بازآئيد .