نظر علي الطالقاني

509

كاشف الأسرار ( فارسى )

تحقيق [ هر چه قوّه و استعداد دارد او را مكمّلى بايد ] از آنچه ياد كرديم ظاهر شد كه هر چه قوّه و استعداد دارد ، چه جماد و چه بالاتر از او را ، او را مكمّلى بايد تا او را به مقام فعل رساند و الّا وجود او لغو و عبث است ، تعالى اللّه عن ذلك ، و مكمّل مكلّفين پيغمبرانند پس وجوب ارسال ايشان ( ع ) بر خدا از اين بيان نيك ظاهر شد . و اگر رسول آنچه گويد خود نكند نقض غرض است ، مثل آنكه اين حلوا را نخوريد كه زهر است و خودخورى يا گوئى روزه بگير كه كامل شوى و خود نگيرى ، پس او نيز مكلّف است ، با آنكه چون نفس و بدن دارد پس بالبديهه قوّه دارد و هر چه قوّه دارد مكلّف است ، با آنكه چون نفس و بدن دارد پس بالبديهه قوّه دارد و هر چه قوّه دارد مكلّف است پس او نيز مكمّل خواهد و لكن مكمّل او معقول نيست كه امّت او باشند ، چه آنها همه مريض محتاج به طبيبند ، پس بايد يا او به كمال عقل خود هم طبيب خود باشد و هم طبيب ديگران ، پس واى بر آن مريضان ظالمى كه چنين طبيب و آل او كشند ، از اين دانى كه چنين قاتل چقدر ظالم است و چنان مقتول چقدر مظلوم لقد عظمت الرّزيّة 130 ( الخ ) ، مثل طبيبان بدن كه چنين‌اند ، يا مكمّل او برتر از او بايد باشد كه معلّم و مربّى او باشد . لهذا گفته‌اند كه رسول ( ص ) بايد مستكفى باشد يعنى اكتفا كند در تكميل خود و غير به ذات خود و به باطن ذات خود ، كه جهت وحى و الهام و نزول جبرئيل باشد ، و محتاج به معلّم بشرى نباشد چنانچه شغل جبرئيل ( ع ) سابق اشاره شد كه هدايت تكليفى مفوّض به او است و كذا عذاب جهت تكليفى ، لهذا عذاب امم عاصيه به او شد . از اينجا روشن شد كه هدايت دو هدايت است ، تكوينى كه در به دو خلقت به اشياء ذى قوّه داده‌اند ، و هدايت تكليفى . مثلا ايجاد فولاد هدايت و كمال تكوينى او است و در كوره آتش و زير چكش استاد شمشير شود و اين هدايت و كمال تكليفى او است و كذا النبات و الحيوان و الانسان . 131 پس آن طور كه زيد را آفريده‌اند ، هدايت تكوينى است و آنچه كمال به ارشاد پيغمبر يافت ، هدايت و كمال تكليفى است . و كذا ضلالت و گمراهى نيز تكوينى و تكليفى شود . پس ظاهر شد تو را دو پيغمبر است ، يكى باطنى كه عقل و انسانيت تو باشد كه در حيوان نيست و يكى رسول ظاهرى . و اگر در تو نمونه‌اى و قابل خطابى و نشانه‌اى از پيغمبر ( ص ) نبود ميل و الفت و اجابت با او نبود ، و تو را دو شيطان است باطنى و ظاهرى . به خلاف رسول ، كه اگر دو رسول دارد هر دو باطنى است ، فافهم . بلكه اسباب رحمت و عذاب هم دو قسم دارد باطنى و ظاهرى ،