نظر علي الطالقاني
500
كاشف الأسرار ( فارسى )
دفتر سماوى و كتب آسمانى پر از علم است چنانچه از آيات منع شياطين مثل لا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلى 74 و آيات ديگر فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ 75 ظاهر مىشود و از اخبار بر مىآيد كه ( هذا علم لا يدرك كثيره و لا ينفع قليله ) ، 76 يعنى علم نجوم ، با آنكه ظاهر است كه هر كسى كار خود و تأثيرات نفس و بدن خود را مىداند . آيا تو از صنعت و كمال و قوّت و سير و اندازهء فعل و انفعال خود چگونه جاهل باشى ؟ پس اگر نفوس واقعه در قوس صعود از حيوان و طبقه انسان نبود هرآينه محو و اثباتى و تغيّر و تبدّل و اختلاف عنوان نبود و آنچه از آباء علوى و امّهات سفلى حاصل مىشد به يك نسق بود ، چه دواعى مختلف ندارند . پس كتاب محو و اثبات كتابى است و نفسى است و لوحى است كه در او همان تأثيرات و افعال آباء علوى و اقتضاهاى كواكب به حسب سير و تناظرات و تقارن و تقابلى كه با هم و با ارض دارند و تأثرات و انفعالات امّهات اربع از ايشان ، نوشته باشد و بس . و لكن چون اولاد ايشان كه نفوس و ارواح صعوديّه و مواليد باشد هم شبيه ايشانند ، چه معنى اولاد اين است ، پس اينها را نيز تأثيراتى است در اين امّهات بلكه چه بسا باشد كه تأثير در آباءهم كنند ، و در آن كتاب از آثار اين سلسله اولاد چيزى نيست . پس بالضروره آن كتاب دائما محتاج به محو و اثبات است . و امّا آن نفسى و آن شخصى و آن كتابى كه محيط به طرفين و سلسلتين است در آنجا جفّ القلم است و از محو عارى و از اثبات مجدّد منزّه ، بلكه همان ثبت است كه در ازل ثبت بود و معنى غيب را همين حالات ارواح صعوديّه دانند و علم غيب دانستن آنها است كه مخصوص علّام الغيوب است قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ 77 فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ . 78 تنبيه تأثيرات اين اولاد پر ظاهر است ، چه بسا باشد كه از مناجات بز كوهى تشنه باران آمد و از ناله آهو صياد به سر در آمد . فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ . 79 إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ . 80 ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ . 81 لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ . 82 اللّهمّ اغفر لى الذّنوب الّتى تغيّر النّعم . 83 و اجابت دعوات و ظهور معجزات و زياد شدن عمر به تصدّق و صله رحم و كم شدن آن به عقوق و ظلم و قطع رحم و هكذا ، همه كار قوس صعود است . پس هر طبقه اين اولاد صاحب نفوس