نظر علي الطالقاني
492
كاشف الأسرار ( فارسى )
با بنى اميه است . بلى صبر كردند تا چنين شدند ، چگونه صبرى ؟ و ايضا چون دانستى كه نفس حيوانى تقاضاى كفر و تمرّد دارد ، تا روح در بدن است احتمال كفر مؤمن و ايمان كافر باقى است ، لهذا بايد مؤمن مادام العمر در خوف و رجا باشد و او است سيمابى كه چون كشته شد كيميا است . و معنى ( و ذاتك ذنب لا يقاس به ذنب ) 35 ظاهر شد ، اگر چه تمام ما سوى اللّه هم نظر به ذات ايشان ، فاقد و ظلمت و ذنب است و چون كمال در اطاعت او است مر نفس انسانى و روح ايمانى را ، و از خواهش خود گذاشتن و فدا شدن او است او را ، چنانچه كمال هر دانى از خود و خواهش خود گذشتن و تشبّه به عالى و فداى او شدن است ، پس معنى آنچه از خاتم ( ص ) نقل شده كه فرمود شيطان من به من ايمان آورده 36 ، ظاهر شد . تحقيق بدان كه هر چه ضرب المثل شد ممثّل مىخواهد ، و چون در آيهء نور بيان نشده لهذا تفسير بسيار پيدا كرده . و هر آيه كه در او اشاره به ضرب المثل شده ميدان سخن در بيان ممثّل او وسعت پيدا مىكند . و از اخبار بر مىآيد كه ممثّل اين آيهء شريفه ، محمّد و آل محمّد است 37 فراجع . و از بعضى اخبار بر مىآيد كه مؤمن است . 38 و بعضى حمل كردهاند بر درجات عالم صغير ، كه انسان است . پس بيت ، بدن او ، مشكاة ، خيال ، زجاجه ، نفس ، مصباح ، عقل او است و شجره مباركه ، ربّ النّوع و عقل فعال است . و بعضى حمل كردهاند بر درجات عقل هيولائى و عقل بالملكه و عقل بالفعل و عقل مستفاد و زيت حدس او است . همچنين حمل شده است بر عالم كبير و انسان كبير كه عالم اجسام و عالم خيال و مثال و عالم نفس و عالم عقل باشد و شجرهء مباركه بنابراين ، مقام واحديّت و مقام اسماء و صفات است ، فافهم . و معنى فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ 39 اشاره به قوس صعود خواهد شد . يعنى خدا اذن داده كه عالم اجسام بالا رود و از او قوس صعود پيدا شود . ببين به اذن خدا چگونه بالا رفت . و چون معرفت نفس وسيلهء معرفة اللّه و جميع ما سوى اللّه است پس تا قدرى از نفس و مراتب آن و قدرى از قوس صعود گفته نشود معنى آيه و عالم كبير دانسته نمىشود ، لهذا تركيب عناصر و حصول معادن و نبات و حيوان و انسان گفته شد چنانچه ديدى و بعد از آنها حديث كميل و حديث خمسه ارواح بيان شد ، بعد تفسير آيه .