نظر علي الطالقاني
489
كاشف الأسرار ( فارسى )
گوناگون بر مىچينند ، هر چه گويد به من هم بدهيد بگويند بر تو حرام است و نادى اصحاب النّار الى قوله قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَى الْكافِرِينَ 16 بلكه به او سرزنش كنند وَ نادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ 17 ( الآية ) . پس آيهء وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى رِجْلَيْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ ما يَشاءُ 18 توان به اين مطلب تفسير نمود چنانچه كردهاند . و ايضا تا عناصر از مقام خود فانى نشوند و اسم ايشان از ميان نيفتد و هر يك در ديگرى پنهان نشود و قبر هم نشوند سر از درجه مركبات و معادن بر نياورند ، و تا حبوبات كه جمادند بالفعل و نباتند بالقوه ، تا از اين مقام فانى نشود و نميرد و گمنام نشود در ميان جمادات و در قبر خاك يا آب داخل نشود سر از درجه نبات بر نياورد ، و همچنين منى كه جماد است بالفعل و حيوان است بالقوّه يا انسان است بالقوّه ، تا گمنام نشود و نميرد و در قبر رحم قرار نگيرد نه حيوان شود و نه انسان . پس هر يك را موتى است و قبرى و برزخى و قيامتى ، چه طفره محال است . پس آب تا بخار نشود هوا نشود . زوال مائى موت ، بخار برزخ ، هوا قيامت او است . پس تو موتها و برزخها و قيامتها ديدهاى و لكن موت آخر و برزخ و قيامت آخر آخرت مانده . پس موت هر مقامى لازم دارد حياتى كه بالاتر بود ، پس انسان كامل را از موت بدنى كه لازم دارد سر از مقام انسانى و ملكى و ملكوتى بر آوردن را ، چه باك ؟ سالار عارفان مىفرمود كه انس پسر ابو طالب به موت بيشتر است از انس طفل به پستان مادرش . 19 و ايضا اينكه شنيدهاى كه خداوند يكتا چندين هزار عالم آفريده ، مراد از هر عالم يك درجه از وجود است . چه اگر هزار عالم در يك درجه فرض كنى چون درجه نبات يك عالم خواهد شد . چه عالم از علامت است و هر عالم يك علامت خداشناسى است . تا علامت مختلف نشود عالم مختلف و متعدد نشود . و آنچه حفظ مزاج و بدن مىكند همان مطلق غذا است كه لازمه نفس نباتى است و همچنين لباس و مسكن ، چنانچه بعضى از گلها را زمستان مىپوشند و بجاى گرمش مىبرند . امّا طلب غذاى رنگارنگ و لباس گوناگون و مسكن رفيع از متابعت نفس امّارهء حيوانى است كه مزه و طعمها فهمد و رنگارنگ بيند و همچنين مقام رياست . نبينى يابوى پيش آهنگ چه لذت مىبرد ؟ متحمل زحمات و بار سخت مىشود تا پيش آهنگ باشد . و چون مقام معرفت حيوان كامل ، خيال است و عالم تجرّد و غيب از مقام خيال برى و عالى است ، كه خيال آن را