نظر علي الطالقاني

468

كاشف الأسرار ( فارسى )

خواستن امر مباح دنيوى . آنچه شنيدى بيان چهارمى بود . امّا خواستن محال و معصيت حماقت است و داخل در ادعونى نيست يقينا . و امّا امر آخرت ، پس اگر حقيقتا باعث زيادتى آخرت او گردد بىضرر به نظام كلى ، قطعا مستجاب مىشود و اگر نيست به جهت ابتلاء به ريا و معصيت ديگر ، مستجاب نمىشود و لكن ثواب زيارت به جهت تمنّا به اضعاف مضاعف به وى رسد چنانچه از آيات و اخبار چندى ظاهر مىشود كه تمنّا و محبّت و رضا و شوق به طاعتى يا به معصيتى ، ثواب و عقاب او را دارد . مثل آنكه هر كه راضى است به كشته شدن مسلمانى ، شريك در عقاب او است . و مثل لحوق ذريّه بنى اميه به ايشان به سب رضاى ايشان به فعال آبائشان . و مثل اينكه خواهى در ثواب شهداء كربلا شريك باشى بگو يا ليتنى كنت معهم . و مثل حديث امير ( ع ) كه فرمود اهوى اخيك معنا . 78 و رضا غير از نيّت است كه به نيّت ثواب ، ثواب دهند ، به نيّت گناه ، گناه ننويسند . پس معلوم شد كه دعا هميشه مستجاب است و جوابهاى ديگر هم دارد و اين بيان بهتر از آنها است . و ايضا هميشه خدا بىسؤال دهد و به سؤال استعدادى حاصل شود و چون شد هميشه بىسؤال دهد . پس كفى كرمك عن السّؤال با دعا منافات ندارد . عنوان [ توبه ] بدان كه توبه و انابه و رجع و صار و تقرّب الى اللّه ، همه يك معنى دارد كه عروج در قوس صعود و تقرّب الى اللّه است كه حقيقت قرب اين است و قرب مكانى و زمانى قرب مجازى است چه تو امروز اقربى به ختمى مآب و ائمه ( ع ) از منافقين كه در خدمت ايشان بوده . بلا تشبيه ذات بارى تعالى چون شمع ، و ممكن چون شعاع وى كشيده تا به ظلمت هيولى . هر چه به شمع اقرب ، نورانىتر و چون اقرب از ختمى مآب و آل او نيست ، پس ايشان بالذّات واصلند و ديگران به هدايت ايشان و ايشان به هدايت خدا ، پس ايشان صراط مستقيمند ، چه صراط بالذّات و اصل است و سالك به صراط و ايضا چون خاتم ( ص ) قطب و مركز امكان و شهر علم و امير ( ع ) باب و صراط او است لهذا در دعاى ندبه و جاى ديگر تفسير مستقيم به ايشان شده . و چون شخص مشغول طاعت است رو به شمع كرده پيش مىرود و چون مشغول معاصى شود پشت به چراغ كرده رو به ظلمت مىرود پس چون نادم شد به محض ندامت رو به شمع كرده و لكن در