نظر علي الطالقاني
464
كاشف الأسرار ( فارسى )
تهوّنت و ان شدّدتها تشدّدت و ان لم تجعلها شيئا لم تكن شيئا 46 و اخبار تعبير ، كه هرطور تعبير شود خواب همان واقع مىشود ، و آيهء وَ ذلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنْتُمْ بِرَبِّكُمْ أَرْداكُمْ ، 47 و حديث انّ اللّه عند ظنّ عبده 48 همه شاهدند . نبينى كه سر يك چوب بر آب نتوانى رفت ، كه خيال تو را اندازد ؟ پس از جمله مؤثرات و اسباب محو و اثبات ، حالات نفس است در صورتى كه حتم نشده باشد و قابل تغيير باشد . تتمه [ هر كافرى مشرك است ] ظاهر آن است كه هر كافرى مشرك است و حضرت رضا ( ع ) فرمود كه من مقرّم به آن عيسى كه بشارت به ختمى مآب داده و منكرم هر عيسى را كه بشارت نداده 49 ، يعنى نصارى كه اقرار به نبوّت او دارند و انكار بشارت مىكنند اين انكار مستلزم انكار نبوّت است ، چه انكار لازم ، انكار ملزوم است و چون ضروريات دين از لوازم دين است پس انكار آن انكار آن دين و انكار رسول و مرسل است ، پس آن دين و رسول و مرسل كه او اعتقاد كرده غير دين حق است پس مشرك است . لهذا وارد شده كه مجسّمه مشركند چه آن معبودى كه او قائل است غير خدا است . و وارد شده كه انّ القدريّة مجوس هذه الامّة 50 . و در سورهء كهف در قصهء رجلين مىفرمايد كه گفت يكى وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً ، بعد ، قال له أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ ، بعد گفت وَ لا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَداً ، بعد دارد وَ يَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً 51 . پس از يك مطلب تعبير به كفر و شرك هر دو شد و ظاهر شد كه منكر و كافر به ضرورى ، منكر خدا و پيغمبر هر دو است اگر چه مقرّ باشد ، چه اين شخص شك در معاد داشت نه در خداوند و مع ذلك فرمود أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ ، فافهم و تدبر ، و شواهد بسيار است ، پس منكر ضرورى كافر است اگر چه راجع به تكذيب نبى ( ص ) نشود ظاهرا . بدان كه شرك را قسم پنجمى است كه عين توحيد و عبادت است و آن عمل كردن به خلاف حكم واقعى است از روى خوف و تقيه ، پس به امر خدا اطاعت ظالم و طاغى نمودهاى . و اين است معنى آيهاى كه در سورهء نور است و مفسّر به زمان قائم ( ع ) است وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ تا لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً 52 و در دعاء افتتح الثّناء نيز به طرز آيه بيان كرده آنجا كه فرمود ابدله من بعد خوفه امنا يعبدك لا يشرك بك شيئا 53 اى لا يتّقى احدا . پس اين محض تسميه است به مناسبتى و شباهتى ، نه آنكه شركى است مذموم ،