نظر علي الطالقاني

462

كاشف الأسرار ( فارسى )

مىبيند ناگاه به جهت ندا يا سوزش درد يا اذيت حيوان و يا گرمى هوا بيدار مىشود و باز به خواب مىرود و عنوان ديگرى مىبيند باز به سببى از اسباب بيدار مىشود و هكذا ، و چون آنچه ديده جمع نشود ، هرآينه خوابى است آشفته و پراكنده . خلاصه اگر تا آخر خواب چنين باشد همه باطل است ، چنانچه در خيالات قويّه در امر دنيا و خوف دشمن دست مىدهد . و اگر اين صور ضعيف و از خاطرش محو شد و جهت دنيا بالمرّه ترك شد و ياد رفقاء اصلى نمود ، حال هم جنس ملائكه است و از دنيا و عالم شيطان برتر است ، پس مطالعه لوح محو و اثبات و مكالمه با ملائكه تواند نمود و اين است خواب مبشّر و ( جزء من سبعين جزء من النّبوّة ) 32 و وحى است كه ملائكه به او رسانده‌اند چنانچه وحى بعضى از انبياء ( ع ) در خواب بود . بلى اكمل از اين ، وحى در بيدارى است كه ملك را بيدار ببيند و اگر در بيدارى همچنين ترك علاقه نمايد تواند ملاقات ملك و وحى نمود . راوى به صادق ( ع ) عرض كرد تا در خدمت شمايم همه جهت آخرت است و چون مرخص شوم توجّهم به دنيا شود . فرمود اگر هميشه چنان باشى ملك را ملاقات كنى . 33 بلى هر چه از ترك علاقه گوئى ، خيزد بيش از آنش . و آن حكايت يهودى كه خدمت صادق ( ع ) رسيد و مخالفت نفس كرده و از مغيبات خبر مىداد و عرض كرد كه در دست شما تخم فلان كبوتر است معروف است . 34 شنيدم چون زن هندو بميرد مرد زنده با او بسوزد و به عكس ، و چون آتش گيرد و ترك بدن كند از ما سياتى خبر دهد . و خواب صحيح دو تا است ، يكى بعينه واقع شود مثل آيه لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ 35 و اين تعبير و تأويل ندارد . يكى غير اين است چون خواب حضرت يوسف ( ع ) كه فرمود هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ ، نفرمود هذا رؤياى من قبل ، قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا 36 و مثل خواب ملك مصر و خواب صاحِبَيِ السِّجْنِ و آيه وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ الى قوله تعالى فَما يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْياناً كَبِيراً . 37 و بيان سرّ اين ، مشكل است و آنچه بعضى از حكماء فرموده‌اند كه اگر خيال تصرف و محاكات نكند بعينها واقع شود و الّا فلا ، على الظاهر تمام نيست چه با آيه وَ ما جَعَلْنَا منافات دارد كه در به دو امر ختمى مآب ( ص ) را خداوند به صورت نمايد و چون كامل‌تر شود به حكايت نمايد با آنكه تصرف خيال در حق معصومين ( ع ) بعيد است و بهتر آنكه گفته شود كه بعضى اشياء را در ملكوت اعلى صورت ديگر است كه به غير آن صورت ، در