نظر علي الطالقاني
459
كاشف الأسرار ( فارسى )
مىشود . و ايضا كمال عمل به سه چيز است . به توجّه قلب ، چنانچه پيكان از پاى امير المؤمنين ( ع ) كشيدند و خبر نشد ، دوّم به معرفت معبود ، چنانچه فرمودند لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا ، 13 سوّم به سبب غايت ، چنانچه فرمودند بل وجدتك اهلا للعبادة فعبدتك . 14 و جميع اين مراتب در هر عملى جارى است و از اينجا توان گفت كه هر عمل امير المؤمنين افضل است از عبادت ثقلين و اختصاص به ضربت يوم الخندق ندارد . عنوان [ ايمان و عمل صالح ] مراد از ايمان در آيات بسيار كه فرمودند إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ عقايد است و مراد از عمل صالح فروع دين است كه بعضى تعلّق به بدن دارد و بعضى به مال . و چون محل عقايد روح است به قدر شرافت روح بر بدن ، عقايد شرافت بر عمل دارد . چنانچه بدن بىروح ضايع و بىاثر است عمل بىايمان خبط و باطل است ، لهذا آن را اصول دين گفتند و اين را فروع دين ، زيرا كه اصول چون درست شد و با آن از دنيا رفت اصل باطن و روح ، آينه نورانى و روشن است و هر چه عاصى باشد چرك و زنگ است كه بر آينه نشسته است و آنها به توبه و اعمال صالحه و به بلاء و عذاب دنيا يا آخرت زايل شود و چون زايل شد همجنس بهشت و بهشتيان شود پس مخلّد نخواهد بود ، به خلاف كافر و منافق كه اصل ذات و روح ، ظلمانى و كثيف است هر چه در كوره نهند همجنس بهشت از وى نيايد پس مخلّد است . و چون ريشه تلخ و ضايع است عمل وى كه چون برگ و آب به روى درخت ريختن است باطل است چه درخت از ريشه آب خورد نه از برگ و با عسل بر حنظل ماليدن شيرين نشود و از نجاست باطنى روح وى است كه تنزّل كرده بدنش را نجس مىكند و برادر كلب و خنزير است . و اصول دين پنج است على المشهور ، كه فى الحقيقه سه است . معرفة اللّه مع جماله و جلاله و من الجمال عدله ، و معرفة الرسول و الائمه ( ع ) و هم آله ، و معرفة المعاد ؛ و شناختن آنها بىشناختن نفس و مراتب انسان نمىشود . و از معرفت ، اعتقاد خيزد و از روى عمل و تفاوت ناس در معرفت و يقين است كه عمل از او تخلف نمىكند . و در خبر است كه كمتر چيزى كه ميان ناس تقسيم شده يقين است و ما را يقين به معاد و قبح معاصى درست نيست و الّا جز طاعت صادر نشدى .