نظر علي الطالقاني

449

كاشف الأسرار ( فارسى )

( 165 ) . در تفسير صافى ( ذيل آيه 286 سوره بقره ) از كتاب احتجاج از امام كاظم ( ع ) از پدرانش از امير المؤمنين ( ع ) روايت شده است ، تا اينكه حضرت فرمود : امّت‌هاى گذشته چنين بودند كه هنگامى كه يكى از آنان نيّت كار نيكى مىكرد و سپس آن كار عملى نمىشد آن عمل در نامهء اعمالش نوشته نمىشد و اگر آن را عملى مىكرد تنها يك نيكى براى او ثبت مىگرديد و هرآينه امّت تو چنين‌اند كه وقتى يكى از آنان به انجام كار نيكى اهتمام نمايد و آن كار عملى نشود يك حسنه براى او نوشته مىشود و اگر آن را عملى سازد ده حسنه براى او ثبت مىگردد و آن حالت امّت‌هاى پيشين ، از بارهاى گرانى بود كه بر دوششان بود و خداوند آن را از امّت تو برداشت . و امّت‌هاى قبل چنين بودند كه وقتى يكى از ايشان تصميم به انجام كار بدى مىگرفت و سپس آن را عملى نمىساخت آن كار بد در نامه اعمالش نوشته نمىشد و اگر آن را عملى مىكرد يك كار بد براى او ثبت مىگرديد و هرآينه امّت تو چنين‌اند كه هنگامى كه يكى از ايشان تصميم به انجام كار بدى بگيرد و سپس آن را عملى نسازد يك حسنه براى او ثبت مىگردد . ( 166 ) . يعنى اينكه نيستى نيست و نيست شده هم نيست نه اينكه وجود چيزى است كه داراى وجود باشد . ( 167 ) . پس مىگوئيم وجود ، به وجود آمده ، يعنى چيزى كه داراى هستى شده باشد ، نيست و به همين نحو وجود ، نيستى نيست و نيست گرديده ، يعنى چيزى كه نيستى به آن تعلّق گرفته باشد ، هم نيست . بلكه وجود موجود است يعنى اينكه نيستى نيست و نيست شده هم نيست بلكه اين دو از آن نفى شده است . و وجود وجود است يعنى نقيض عدم است و خودش از خودش سلب نگرديده است چون سلب خود هر چيزى از خودش غير معقول يا محال است . ( 168 ) . پس مىگوئيم اختيار ضدّ اضطرار است پس اضطرار در آن منتفى مىباشد و شخص در اختيار مختار است و اختيار يعنى عمل آزادانه و نه عمل اضطرارى و الّا صادق بود كه اختيار اضطرار باشد و اينكه اختيار ، اختيار نباشد پس لازم مىآمد سلب خود چيزى از خودش و صدق ضدّ آن بر او . ( 169 ) . كارى كه انجام‌دهنده‌اش سزاوار ستوده شدن و پاداش گرفتن و نكوهش شدن و مجازات گرديدن بوده و انجام يا ترك عمل هر دو براى او امكان‌پذير است . ( 170 و 171 ) . سوره حجر ، آيه 29 و سوره ص ، آيه 72 : و در او از روح خود دميدم . ( 172 ) . سوره سجده ، آيه 7 : و آفرينش انسان را از گل آغاز نمود . ( 173 ) . سوره مؤمنون ، آيه 14 : پس بر آن گوشت استخوانهائى آفريديم پس آنگاه بر استخوان‌ها گوشتى پوشانديم ، سپس به آفرينشى ديگر آن را پرورانديم . ( 174 ) . يا آن را ايجاد كرديم ايجادى ديگر ، با توجه به اينكه آن مفعول مطلق باشد ، يا آن را مخلوق ديگرى ساختيم ، با توجه به اينكه آن حال باشد ، و از اين قبيل آيات . و از آن جمله است روايات ، ( 175 ) . سوره مؤمنون ، آيه 14 . ( 176 ) . سوره حجرات ، آيه 13 : شما را از يك مرد و يك زن آفريديم . ( 177 ) . سوره غافر ، آيه 67 : شما را از خاكى و سپس از نطفه‌اى و سپس از خون بسته‌اى آفريد . ( 178 ) . سوره اعراف ، آيه 57 : پس بوسيله آن آب را فرو فرستاديم و بوسيلهء آن از هر نوع ميوه‌اى بيرون