نظر علي الطالقاني
445
كاشف الأسرار ( فارسى )
ايجادش به طبيعت و حواسّ تمايل ندارد ، سپس لحظه به لحظه ترقى مىكند تا اينكه تخيّل در او بوجود مىآيد ، سپس انسان بالا رفته تا اينكه تعقّل در او ايجاد مىگردد و سپس تا آنجا كه خدا بخواهد اين بالا رفتن ادامه مىيابد . پس اگر فرود آمدن و به عقب رفتن او نبود صعود و بالا رفتن او امكانپذير نمىشد زيرا روح به وسيله بدن و حواسّ كم كم قوّت مىيابد و همينطور بدن نيز بوسيله روح قوى مىگردد چنان كه در بدست آمدن ملكهء خوشنويسى با به حركت در آوردن دست و در سهولت نوشتن با برخوردارى از ملكهء نويسندگى ملاحظه مىكنى و همهء اعمال اين چنين است . و به همين ترتيب اگر فرود آمدن عقل نبود صعود و بالا رفتن هم براى آن نمىبود همچون دانه و بذر گياهان . ( 121 ) . سوره يوسف ، آيه 79 . ( 122 ) . سوره نور ، آيه 26 . ( 123 ) . سوره انفال ، آيه 37 . ( 124 ) . سوره فرقان ، آيه 70 . ( 125 ) . تحقيق . براى پرده برداشتن از اخبار طينت و آياتى كه بر جبر دلالت مىكند . پس در كتاب كلمات مكنونه فيض ( كلمة فيها اشارة الى ميراث الدرجات و الدركات ، ص 175 ) از امام باقر ( ع ) روايت شده كه آن حضرت ( ع ) فرمود : بدان خداوند زمين پاكى آفريد و آب گوارا و زلال و پاكيزه و شيرينى از دل آن زمين بيرون آورد ، پس ولايت ما اهل بيت را بر آن زمين عرضه كرد ، پس ولايت ما را پذيرفت ، پس بر آن زمين آب را هفت روز جارى ساخت سپس آن آب بعد از روز هفتم فروكش كرد پس از منتخب آن خاك ، خاكى را برگرفت و آن را طينت و گلى كه ائمه را از آن سرشت قرار داد سپس خداوند جلّ جلاله از قسمت درد آن خاك برگرفت و از آن شيعيان ما را آفريد و دوستداران ما از اضافى طينت و گل ما هستند . پس اى ابراهيم اگر طينت شما به حالت خود رها مىشد همانگونه كه طينت ما به حال خود گذارده شده شما با ما يكسان بوديد . عرض كردم اى پسر رسول خدا ، طين ما را با چه آميخت ؟ فرمود : خداوند زمين پليدى آفريد و از دل آن آب تلخ و شور و با رنگ دگرگون شده بيرون آورد ، پس خداوند جلّت عظمته ولايت امير المؤمنين صلوات اللّه عليه را بر آن زمين عرضه كرد ، پس آن زمين آن را نپذيرفت و خداوند آن آب را هفت روز بر آن جارى كرد ، سپس آن آب فروكش كرد ، سپس از قسمت كدر آن گل متعفّن پليد بر گرفت و از آن رهبران كفر و طاغوتها و گناهپيشگان را آفريد ، سپس به جانب آن گل روى آورد - در اين فقره به قرينه مقام و مقابله ، ذكر آن ترك شده است و مطلب روشن است - پس آن را به طينت و گل شما آميخت و اگر طينت آنها به حال خويش رها مىشد و به طينت شما نمىآميخت ابدا عمل صالحى انجام نمىدادند و امانتى را به احدى بازنمىگردانيدند - تا جائى كه فرمود - پس آنچه از ربا و زنا و لواط و خيانت و شرب خمر و ترك نماز و روزه و زكات و حجّ و جهاد كه از شيعيان و دوستداران ما مىبينى پس تمام آن از دشمن معاند ما و سنخ و مزاج اوست كه به طينت آنها آميخته است و هر چه از زهد و عبادت و مواظبت بر نماز و اداء زكات و روزه و حجّ و جهاد و كارهاى نيك و خير كه از اين دشمن معاند مىبينى پس همهء آن از طينت