نظر علي الطالقاني

440

كاشف الأسرار ( فارسى )

دربردارندهء همه است . پس اثبات آنچه ثبت مىشود و ثبت آنچه محو مىشود و محو آن و ثبت جايگزينش در آن است . آنچه شايسته نسخ است را نسخ مىكند و آنچه را حكمتش اقتضاء مىكند ثبت مىنمايد و بدىهاى توبه‌كننده را محو مىكند و به جاى آنها حسنات ثبت مىنمايد - تا اين سخن امام ( ع ) كه - و آنچه فاسد است محو مىكند و آنچه شدنى است اثبات مىنمايد و عصرى را محو مىكند و ديگران را ثبت مىنمايد . اين روايت از امير المؤمنين ( ع ) روايت شده است . و از پيامبر ( ص ) روايت شده كه : آنها دو كتابند ، كتابى غير از امّ الكتاب ، كه خداوند هر چه را خواهد از آن محو مىكند و ثبت مىنمايد ، و امّ الكتاب كه چيزى از آن تغيير نمىيابد . و در سوره جاثيه است : « ما هر چه را كه انجام مىدهيد نسخه‌بردارى مىكنيم . » در كتاب كافى است و قمّى ، از امام صادق ( ع ) كه از ايشان در مورد ن و القلم سؤال شد ، فرمود : خداوند قلم را از درختى در بهشت كه به آن خلد ( جاودان ) گفته مىشود آفريد . سپس به نهرى در بهشت فرمود مركّب شو ، پس نهر جامد شد و از برف سفيدتر و از شهد شيرين‌تر بود . سپس به قلم فرمود : بنويس ، عرض كرد پروردگارا چه بنويسم ؟ فرمود هر چه بوده و هر چه تا روز قيامت خواهد بود را بنويس . پس قلم در ورقه‌اى كه سفيدتر از نقره و مصفّاتر از ياقوت بود نوشت . سپس خداوند آن را در هم پيچيد و در پايه‌اى از عرش قرار داد . آنگاه بر دهان قلم مهر نهاد پس سخن نگفت و تا ابد نيز سخن نخواهد گفت . پس آن كتاب پنهانى است كه همه نسخه‌ها - يا همهء نسخ‌ها - از آن سر چشمه مىگيرد . آيا عرب نيستيد ؟ پس چگونه معنى كلام خدا را نمىفهميد ؟ يكى از شما كه به دوستش مىگويد آن كتاب را نسخه‌بردارى كن ، آيا در اصل از كتاب ديگرى نسخه‌بردارى نمىكند ؟ و اين همان سخن خداست كه : « ما آنچه انجام مىدهيد نسخه‌بردارى مىكنيم . » و در كتاب سعد السّعود در حديث دو ملكى كه بر بنده موكّل مىباشند آمده است : آن دو هنگامى كه در صبح و عصر مىخواهند فرود آيند اسرافيل براى آنها كارهاى آن بنده را از لوح محفوظ مىنويسد و آن را به ايشان مىدهد پس هنگامى كه در صبح يا عصر نامهء عمل آن بنده را بالا مىبرند اسرافيل آن را با نسخه‌اى كه براى آنها روبردارى كرده بود مقابله مىكند تا آشكار شود كه آن نامهء عمل همان گونه كه از آن نسخه‌بردارى كرده مىباشد . و در سورهء قلم است : « سوگند به ن و به قلم و آنچه مىنويسد . » در كتاب معانى الاخبار از سفيان از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : و امّا ن پس آن نهرى در بهشت است خداى عزّ و جلّ فرمود جامد شو ، پس جامد گرديد و مركّب شد . سپس خداى عزّ و جلّ به قلم فرمود بنويس ، پس قلم در لوح محفوظ آنچه بود و آنچه تا روز قيامت خواهد بود را نوشت . پس مركّب ، مركبّى از نور است و قلم ، قلمى از نور است و لوح ، لوحى از نور است . سفيان گفت پس عرض كردم اى فرزند رسول خدا امر لوح و قلم و مركّب را با توضيحى بالاتر براى من تبيين فرما . پس فرمود اى سفيان بن سعيد اگر نبود كه تو اهليّت پاسخ را دارى به تو پاسخ نمىدادم ، پس بدان ، نون ملكى است كه به قلم تحويل مىدهد و آن نيز ملكى است و قلم به لوح تحويل مىدهد و او نيز ملكى است و لوح به اسرافيل تحويل مىدهد و اسرافيل به ميكائيل تحويل مىدهد و ميكائيل به جبرئيل تحويل مىدهد و جبرئيل به انبياء و رسولان كه درود الهى بر آنان باد تحويل مىدهد . سپس فرمود برخيز اى سفيان كه بر تو ايمن نيستم . و در كتاب علل الشرايع است تا اينكه قلم گفت چه بنويسم ؟ فرمود آنچه تا روز قيامت خواهد