نظر علي الطالقاني
439
كاشف الأسرار ( فارسى )
بعدش از آنچه ما فوق اوست مىباشد بلكه در اين ديد ، اساسا ما فوق آن ديده نمىشود چه رسد به اينكه نسبتش با آن ديده شود و همينطور است نسبتش با خودش ، گرچه اين نسبت از نسبت اوّلى اشرف و برتر است ، و چنانچه نسبتش به مافوقش ، جهت كمالش و جهت تربيت يافتن و تعلّم اوست و اين بدان سبب است كه در همهء ممكنات جنبه معلوليّت و تربيت يافتن و تعلّم و دريافت ، ذاتا بر جنبهء عليّت و تربيت نمودن و تعليم و اعطاء نمودن تقدّم دارد . و بدين خاطر است كه روى به خدا مىكنى و نماز مىگزارى و سجده مىكنى و فيض مىگيرى و سپس بر منبر بالا مىروى و رو به خلايق مىكنى و فيض مىرسانى . و امّا واجب ( خداوند ) چون بالاتر از او چيزى نيست ، بالاتر است از اين كار و از اينكه داراى جهات متعددى باشد . پس جهت ذاتش به ذاتش اشرف است از جهت ذاتش به اسماء و صفاتش و در مرتبه بعدى به افعالش . و چون پائينتر از آخرين معلولها چيزى نيست پس جهت نسبت آن به علّتش اشرف است از جهت نسبتش به خودش . پس روشن شد كه واجب تعالى داراى دو جهت مىباشد و همينطور آخرين معلولها نيز داراى دو جهت است و هر چه در بين اين دو قرار گرفته داراى سه جهت است پس اشرف جهتهاى خاتم ( ص ) جهت ظليّت اوست و لذا نقل شده كه امير المؤمنين ( ع ) فرمود : « هرآينه انس پسر ابو طالب به مرگ بيشتر است از انس طفل به پستان مادرش . » و امّا نسبت به مادون خودش پس او نه ديگرى ، و وصىّ و پسر عمّ و وزيرش نه جز او ، سلطان عالم امكان مىباشند . ( 94 ) . سوره شورى ، آيه 23 : بگو از شما اجر رسالت جز اين نخواهم كه محبّت و مودّت مرا در حق خويشاوندانم منظور داريد . ( 95 ) . سوره سباء ، آيه 47 : بگو هر اجرى كه از شما در خواست نمودم به نفع خود شماست . ( 96 ) . محدث قمى ، مفاتيح الجنان ، زيارت جامعه كبيره : هر متكبّرى به طاعت شما گردن نهاد و اقرار كرد . ( 97 ) . فيض ، كلمات مكنونه ، كلمة بها يجمع بين وجود الاعيان فى الخارج و لا وجودها فيه : آنچه از من لبريز مىشود بر تو مىتراود . ( 98 ) . سوره انعام ، آيه 2 . ( 99 ) . سوره رعد ، آيات 38 و 39 . ( 100 ) . سوره جاثيه ، آيه 29 . ( 101 ) . سوره قلم ، آيه 1 . ( 102 ) . سوره انسان ، آيه 1 . ( 103 ) . پس در سوره انعام است : « پس گذارد سرآمدى را ، و سرآمدى نامبرده نزد اوست . » و از امام باقر ( ع ) است كه : دو اجل وجود دارد ، اجلى حتمى و اجلى متوقّف به شروط . و از امام صادق ( ع ) است كه : اجل گذارده شده همان حتمى است كه قضاء الهى به آن تعلق گرفته و آن را حتمى نموده است و اجل مسمّى آن است كه بدا در آن واقع مىشود و هر چه را بخواهد پيش مىاندازد و هر چه را بخواهد به تأخير مىافكند و در اجل محتوم تقديم و تأخيرى نيست . و در سوره رعد است : « براى هر سرآمدى نوشتهايست ، خدا هر چه را خواهد محو نمايد و هر چه را خواهد ثبت نمايد و امّ الكتاب در نزد اوست . » مقصود از امّ الكتاب ، اصل نوشتهها و كتابهاست و آن لوح محفوظ از محو و تبديل است و آن