نظر علي الطالقاني
428
كاشف الأسرار ( فارسى )
امير المؤمنين ( ع ) بدين نهج رفتار مىنمود ، اگر اين گونه رفتار نمىكرديم بايستى كه در ميان آتش جهنم علاج زنجيرهاى آتشين بكنيم . 301 تا اينجا در بحار بود . مؤلف گويد علاوه بر همه اين احاديث حضرت امير ( ع ) و صادق ( ع ) سرّ او را نيز بيان فرمودند كه چون خليفه و رئيس به لباس فقر درآمد حالت او باعث سكون و صبر و آرامى و آسايش جميع فقرا است و فقر بر ايشان گوارا است و غنى نيز طغيان نمىكند به جهت آنكه چندان نمىتواند اظهار دولت و تجمل نمايد و بر رئيس و پادشاه خود برترى جويد و ظاهر است كه اگر عيال و اطفال فقراء چيزهاى خوب و نفيس بخواهند كه ممكنشان نيست در جواب مىگويند عيال و اطفال امام و پادشاه ما هم مثل شما گذران مىكنند . پس ظاهر شد كه جواب صادق ( ع ) به آن مرد به طور تقيّه بوده و آن مرد از دوستان نبوده لهذا نفرمود چون خلافت به دست ما نيست و مردم به ما اقتداء و نگاهى ندارند چنين مىكنيم بلكه فرمود بايد به سبك اهل زمان حركت كرد ، يعنى چون ما در ظاهر خليفه نيستيم بايد به سبك اهل زمان باشيم و انگشت نما نباشيم تا گرفتار عذاب و سياست خلفاى جور نگرديم . و ايضا ظاهر است كه لباس شهرت با سلطنت جمع نيايد زيرا كه سلطان لباسى را كه خواهد ، رعيت را به آن امر نمايد و چون همه يا غالب پوشيدند ديگر آن لباس كجا لباس شهرت خواهد بود ؟ با آنكه احتياج به امر ندارند ، مردم بالفطره مقهورند به تشبّه سلاطين و قضيّه النّاس على دين ملوكهم 302 منكر ندارد و حسّ و مشاهده را به موافقت در بر دارد ، فافهم روحى لقائله الفداء .