نظر علي الطالقاني

424

كاشف الأسرار ( فارسى )

است ، خواه اختيارى باشد چون علم و عمل و خواه فطرى باشد چون جمال و صوت و قوّت و دولت و نجابت و زيادتى وابسته و اولاد . حال گوئيم تا در كسى كمالى نباشد محبوب و ممدوح نگردد و تا محبوب و محمود نگردد محسود نگردد و چون دنيا خالى از تنگ چشم و پست فطرت نيست پس هر كه محمود شد لا بد از براى او حسود نيز خواهد بود و كفاك المشاهدة و التجربة فى كل قرن و مكان . پس ثابت شد كه كلّ محمود محسود و كلّ محسود محمود . پس هر ذى كمالى را لازم است كه آماده حسودان و بدگوئى و كيد و مكر ايشان باشد و دلتنگ نباشد و با خدا شكوه نكند و نفرين نكند ، چه به معنى ، دلتنگى و شكوه و نفرين آن است كه خدايا كمال كه ملزوم است بگذار و حسود كه لازم است بردار ، و قد مرّ نظير ذلك . و چون اين نمىشود پس بگو خدايا چرا به من كمال دادى تا محسود شوم ، و اين سخن هم كه از عاقل و مؤمن البته صادر نمىشود . پس ببين كه اين دلتنگى چقدر قبيح و ناشكرى است . عاقل آن است كه حسود او زيادتر شود بشاشت و انبساط و تردماغى و شكرگزارى او نيز زيادتر شود ، چه از زيادتى حسود پى به زيادتى نعمت خدا برد و از كمى آن پى به كمى اين ، فافهم . و اشدّ از اين و هزار مرتبه بدتر از اين حسد بردن است ، بپرهيز از اين صفت خبيثه كه دنيا و آخرت تو را بر باد دهد . امّا دنيا به جهت آنكه هميشه نعمت خدا بر عباد خود جارى است و بلندتر از تو در كمال هميشه خواهد بود ، پس تو هميشه در آتش حسد خواهى سوخت و با غم و غصّه خواهى ساخت و چون خواهى ازاله نعمت از وى كنى نتوانى ، چه امر به دست تو نيست و بر فرض از اين يكى زايل كردى در هزار نفر ديگر خواهى ديد . پس غصه تو دائمى و تمنّاى تو امر ممتنعى است . پس اگر به جهت خدا ترك نمىكنى ، به جهت آنكه آرزوى محال بر نمىآيد ترك كن ، با آنكه چون نيك نگرى فى الحقيقه با خدا معارضه و همسرى نموده‌اى و با او در مقام انكار و لم و لا نسلّم بر آمده ، چه معنى حسادت و غصّه خوردن تو اين است كه خدايا چرا اين نعمت را به او داده‌اى و چرا از او زايل نمىكنى و به من نمىدهى با آنكه او مستحق نيست و من مستحقم ؛ يا خواهى گفت با آنكه او مستحق است و من نيستم ؛ و ظاهر است كه شقّ ثالث در ميان نيست . اگر العياذ باللّه شقّ اوّل را كسى خيال كند خدا را جاهل بلكه جاهل مركّب شناخته و به اين جهل نسبت داده و اگر شقّ ثانى را خيال كند خدا را لغو كار و كج‌رفتار شناخته كه مىگويد به مستحق مده و به غير مستحق بده ، نعوذ باللّه .