نظر علي الطالقاني

421

كاشف الأسرار ( فارسى )

و به معاويه و بنى اميّة و بنى عباسيه سرمشق دادند و نوشتند به معاويه عليه الهاويه كه به لباس دين اين امرد ، يعنى حضرت خاتم ( ص ) ، درآ و به لباس دين او دين او را خراب كن و به شمشير او اهل بيت و دوستان او را بكش و به غير از اين راه به مطلب نمىرسى . و از مقدّماتى كه من چيده‌ام نتيجه نمىگيرى . 285 اللّهمّ خصّ انت اوّل ظالم باللّعن منّى و ابدأ به اوّلا ثمّ الثّانى ثمّ الثّالث ثمّ الرّابع اللّهمّ العن يزيد بن معاوية خامسا 286 و العن اعداء نبيّنا و اهل بيته أئمّتنا و شفعائنا لعنا وبيلا و عذّبهم عذابا اليما . 287 فائده [ لوازم طلب علم ] پيش اشاره شد كه هر چيزى را لوازمى است كه اگر آنها نباشند آن چيز آن چيز نيست و ترتّب لوازم شىء بر شىء قهرى است . پس هر كه هر چه مىكند از امر دنيا يا آخرت از اطاعت يا معصيت بر او لازم است كه اوّل ملاحظهء لوازم وى نمايد و ثمره و عاقبت آن را ببيند ، اگر از عهده آنها بر مىآيد چه خوب و الّا اقدام نكند و خود را در مهلكه نيفكند . پس گوئيم هر كه مىخواهد تحصيل علم نمايد و داخل در طلّاب و بعد ، از علماء شود و رئيس و مطاع در دين شود و لباس نيابت امام ( ع ) درپوشد بر او لازم است كه اوّل توطين نفس نمايد بر تشبّه و نيابت در جميع جهات . پس بايد آماده گرسنگى و برهنگى و بدگوئى مردم و ذليل بودن در ميان خلق و گذشتن از لذائذ دنيا و دادن به فقراء آنچه به دست او آيد و پيدا شدن دشمن زياد به جهت وى و بيرون كردن او را از ولايتى به ولايتى بلكه بستن و كشته شدن الى غير ذلك من اللوازم ، بايد همه را آماده شود تا هر چه رخ دهد بر وى شاق نباشد و دلتنگ نگردد ، و نفرين كردن در اين مقامات بى جا است الّا ما شذّ و ندر ، چه معنى نفرين تو اين است كه خدايا لوازم را بردار و ملزوم را بگذار . اين چند كلمه نصيحتى است همه خلق سيّما طلّاب را كه دلتنگ نشوند به جهت ذلّت و گرسنگى كه هميشه لازم علم و دين همين بوده و فى الدّيوان : ارى العلم فى ذلّ و جوع و محنة * و بعد من الآباء و الاهل و الوطن 288 و نعم ما قيل يا مكن با فيلبانان دوستى * يا بنا كن خانه‌اى در خورد پيل يعنى دوستى با فيلبان لازمه‌اش اين است و ايضا گوئيم لازمه اهل شمشير