نظر علي الطالقاني
416
كاشف الأسرار ( فارسى )
ضرور است پس مقصود از اوامر يا نظم دنيا است ، چون اداء دين و امانت ، يا نظم و تعمير آخرت ، چون صوم و صلاة . و ظاهر آن است كه نظم و تعمير آخرت به تقرب و بندگى است پس به ظهور پيوست كه آنچه از اوامر به جهت نظم دنيا است غرض به محض وجود مأمور به و عدم منهى عنه حاصل شود و سقوط عقاب گردد اگر چه تحصيل ثواب بىقصد قربت ممكن نيست ، و آنچه به جهت بندگى و نظم آخرت است بديهى است كه بىقصد قربت و فرمانبردارى امتثال نكرده ، چه مفهوم بندگى همين است . اين بيان واقع . و لكن نظر به ظاهر لفظ امر و نهى كرده ، اصل ، عدم لزوم قصد قربت است چه امر ، به معنى طلب وجود مادّه است و نهى ، به معنى طلب عدم مادّه و مصدر است الّا ما خرج بالدّليل ، و فرق نيست در مقام بين اوامر وجوبيّه و ندبيّه و نواهى تحريميّه و كراهيّه خلافا لصاحب الفصول ، فافهم و اغتنم . فائده [ اقسام مردم ] چنانچه دنيا و قوس صعود بسته به عناصر است كه خاك و آب و باد و آتش است ، همچنين خلق نيز چهار صنفند كه نظام دنيا و آخرت هم به ايشان بسته ، پس اهل زراعت و بساتين به منزلهء خاكند ، و اهل قلم از انبياء و اوصياء ( ع ) كشيده تا علماء و طلّاب حتى ملّا مكتبى به منزله آبند . قال تعالى وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ 268 و قال ايضا أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها 269 ( الآية ) و ماء در اين آيه بخصوص تفسير به علم شده فراجع . و تجّار به منزله بادند كه امتعه را نقل و تبديل كنند و از جائى به جائى برند ، و اهل شمشير از سلطان گرفته تا سرباز به منزله آتشند . و ظاهر است كه از دماغ اهل زراعت و تجارت باد رياست نمىوزد و هميشه تابعند يا اهل قلم را يا اهل شمشير را ، پس هميشه فرمان فرمائى و حكمرانى ، اهل قلم و اهل شمشير را رواست و لكن خداوند مدام اهل شمشير را تابع اهل قلم كرده و همه خلق را امر به متابعت اهل قلم نموده . پس اگر به حكم اهل قلم شمشير از نيام كشيده شود نظم دنيا و آخرت برقرار آيد و الّا فساد بزرگ و خرابى دين و دنيا رخ دهد . و خداوند يكتا كم وقتى شمشير را به دست اهل قلم داد ، چون سليمان ( ع ) ، و كامل آن مخصوص است به حضرت قائم عجّل اللّه فرجه و روحنا فداه . و متابعت اهل شمشير هم اهل قلم را كم وقتى بوده ، نظر كن به دورهء اسلاميّه كه چند روزى قلم و