نظر علي الطالقاني
414
كاشف الأسرار ( فارسى )
خاتمه در بيان فوائد متفرّقه است . فائده [ توجه به لوازم و عواقب هر عمل ] دانستى كه بىبدن عملى از تو نيايد پس اين دو روزه را غنيمت شمر و چون كارى پيش تو آيد اوّل نظر به لوازم و عواقب آن كن پس اگر خوب است اقدام كن و اگر بد است كناره كن ، مگو كه لوازم عاديّه قابل انفكاك است پس مرتكب ملزوم مىشوم بىلوازم ، كه اين گول نفس است . در جوابش بگو اى خبيث حال كه مىخواهم ملزوم را ترك كنم نمىگذارى فردا چگونه مىگذارى كه لوازم را ترك كنم ؟ مثلا مىخواهند تو را حاكم عرف يا حاكم شرع مملكتى نمايند و ظاهر است كه هر دو را لوازم و ملكهء عاديّه است و تو هنوز به اين منصب نرسيده مىبينى چهار نفر كه زير دست تواند نمىتوانى در ميان ايشان به عدالت حكم كنى يا رو در مىمانى يا مىترسى يا نمىخواهى از خود مكدّر كنى يا از او طمعى دارى يا مىترسى كه بىرياست بمانى يا غير ذلك . حال چگونه باور مىكنى كه در ميان اهل يك مملكت به عدالت حكم كنى . پس امر تو داير است ميان آنكه منصب را قبول نكنى ، يا قبول كنى و به حق رفتار كنى و به لوازم آن نپردازى ، يا قبول كنى و به لوازم آن هم بپردازى . امّا شقّ اخير فنعوذ باللّه ، امّا شقّ اوّل بديهى است كه هزار مرتبه از شقّ دوّم آسانتر است پس فى الحقيقه امر دائر بين ضرر مظنون و خير موهوم است . بفهم چه گفتم ، اين سرمشق را البته فراموش مكن . و كذا اگر بخواهى با ظلمه آمد و شد كنى يا بگوئى ترك درس و بحث مىكنم و به مطالعه ، علم كامل مىكنم يا به گوشه دهات مىروم و علم و عمل خود را نگاه مىدارم و هكذا به جهت سياحت به ولايت كفار مىروم و كامل مىشوم . اى عزيز ، عمر سعد ملعون اول