نظر علي الطالقاني

408

كاشف الأسرار ( فارسى )

دادند ، فضلا عن اهل الاسلام ، ايشان را روح و بدن است ، يوما فيوما در ترقى بودند . و حضرت امير ( ع ) مثلا در روز ولادت نسبت به روز شهادت خود طفل بودند ، اگر چه برتر از همه در همان روز بود كه جميع كتب سماويه و قرآن نازل نشده را تمام تلاوت فرمود . با آنكه اخبار قسم سيّم كه به لفظ من ادا شده يعنى ايشان ( ع ) از چيز ديگر خلق شده‌اند و بوجود آمده‌اند نص صريحند و قابل تأويل هيچ نيست . و امّا اخبار قسم دوّم كه ايشان ( ع ) هم اوّلند و هم آخر ، معنى غير ظاهر هم دارد كه به قرينه نص و عقل ، حمل بر آن شود . پس به غايت ظهور پيوست از آنچه ذكر شد كه مطلب همان است كه بزرگان دين و حكماء يقين تحقيق فرموده‌اند و شايد معنى كنت نورا فى الاصلاب الشّامخة 247 همان بيان ماديّه آن سلسله بود كه نور از ايشان ظاهر بود از براى اين بزرگواران و هم ارهاص بود . و لكن مع ذلك كلّه اعتقاد و اصرار به يك طرف نمودن مشكل است و اين ترجيح با اخبار امير مؤمنان ( ع ) كه مىفرمود : انا صاحب الرّجعات و الكرّات و صاحب الصّولات 248 ( الخ ) نمىسازد و در متشابهات ، همان ايمان اجمالى داشتن و حواله علم آنها را به راسخين و ائمه طاهرين ( ع ) نمودن بهتر است و عين سلامتى است و هو العالم . اشاره بنابراين معنى نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ 249 و معنى عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى 250 و امثال اين ، نيك ظاهر شد . چه به حس بينى كه طفل زيرك خود را چهار روز به معلّمى دهى كه همان سواد قرآن دارد و چون قرآن خواند و به نزد معلّم كتاب فارسى گو رفت استاد معلّم اوّل خود شده است و چون شروع به عربى نمود استاد معلّم دوم خود شود تا آنكه رفته رفته چنان يگانه دهر شود كه همه اساتيد وى قابل تعلّم و شاگردى او نباشند . و اگر بشنوى كه حضرت روح الامين ( ع ) آنچه مىآورد نمىدانست ، چون قاصد سلطان كه به نزد حاكم رود نداند ميان مراسله چيست ، زنهار كه نشنوى . نتيجه كامله [ اقسام كشت و زرع ] كشت و زراعت بر دو قسم است . يكى آن كه چون به حاصل رسى تخم در ميان نباشد ، چون گندم و جو . دوم آن كه چون به حاصل رسى هم تخم داشته باشى و هم حاصل ، مثل آن كه پسر از پدر آيد و پدر هم هست و جوجه از تخم شود و مرغ نيز هست . و