نظر علي الطالقاني
386
كاشف الأسرار ( فارسى )
و او را خدا به تو داده ، چون ساير اسباب و آلات ، پس اسباب بعيده از خداست و مباشر مختار تو ، و در فقه و عقل مسلّم است اذا اجتمع السبب و المباشر كحافر البئر و الدافع فالقاتل هو الدافع و هو الضامن . 161 پس جبر و تفويض هر دو باطل شد و معنى انت بسيّئاتك اولى منّى و انا بحسناتك اولى منك 162 ظاهر شد . چه قبيح بالاتر از اين كه خدا صد و بيست و چهار هزار پيغمبر بفرستد كه شما به تبدار بگوئيد ملرز و به برگ درختان بگو از باد به جنبش در نيائيد . نبينى كه از طفل ، اول هيچ گله نكنند و چون مثلا يكساله شد آن وقت بول كند گوش كشش دهند ، زيرا كه از او اين قدر شعور بينند و او را فى الجمله مختار بينند . و چون الشّيء ما لم يجب لم يوجد 163 پس ايجاب و امتناع بالاختيار لا ينافى الاختيار و الّا بايستى از مختار هيچ فعلى و تركى صادر نشود ، چه بىوجوب چيزى به وجود نيايد . و وجوب اگر با اختيار بالفرض منافى باشد و جمع نشود همين لازم آيد كه شنيدى . و ظاهر است كه قاعدهء ما لم يجب لم يوجد را در افعال خدا نيز جارى كنند و حال آنكه شكى در اختيار حق نيست . پس اگر تو به اختيار خود را از بام بيندازى بعد نتوانى خود را در هوا نگهدارى چه باك و اين سقوط به اختيار توست كه ملومى ، نه چون انداختن باد هست تو را كه بر تو بحثى و گناهى و ضمانى نيست اگر به سقوط تو جنايتى واقع شود . پس در لوح قضا كه نوشته شده تو به اختيار چنين و چنان خواهى كرد هم دخلى به جبر و نفى اختيار ندارد . پس نماند از شبهات جبر مگر آنكه مىگويند كه خود اراده اگر فعل اختيارى است تسلسل و دور لازم آيد و اگر نيست ثبت الجبر . جواب تحقيقى اين آن است كه اراده از افعال قلبيه و از اعمال باطنيه است و در افعال باطنيهء اختراعيّه كه داخل در إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ 164 است علم عين عمل و عمل عين علم است و اراده عين فعل و فعل عين اراده ، چنانچه همهء تصويرات خياليه شاهدند . پس اگر در ذهن خود انسانى بسازى بگو ببينم اول علم به هم رساندى بعد اراده كردى بعد ساختى يا علم و اراده و فعل همه يكى است ؟ پس اين تصوير با اينكه فعل اختيارى توست علم و اراده و شوق سابق بر خود ندارد . پس قياس افعال داخليه به افعال خارجيه مع الفارق است و اينكه فعل اختيارى آن است كه با اراده صادر شود كليّت ندارد و اين سخن بيجاست و اگر اين است ما نيز نقض كنيم به علم و ميل و شوق ، گوئيم فعل اختيارى آن است كه از