نظر علي الطالقاني

34

كاشف الأسرار ( فارسى )

به خدا داد و بس . و از آنچه گفتيم بديهى شد بطلان آنچه بعضى گمان كرده‌اند كه عبادت به جهت خلاصى از جهنم يا به جهت بهشت يا به جهت اغراض مباح دنيويه باطل است . زيرا كه چشم از دنيا و آخرت پوشيدن مخصوص عشاق و مقرّبين است و اين در حق غالب ناس محال است و تكليف ما لا يطاق است . آن كه ما عبدتك خوفا من نارك و لا طمعا فى جنّتك 57 فرمود امير المؤمنين ( ع ) بود . و ايضا بدان چنانچه رضا كه فوق صبر است از محبت و عشق خيزد ، همچنين اخلاص نيز از او خيزد . چه كمال اخلاص آن است كه عمل كنى محض از براى آن كه خدا گفته و جز او در ميان نباشد . همين كه پاى بهشت و جهنم در ميان آمد ، غير در ميان آمده و خواهش نفس پيدا شده و عمل خالص از براى خدا نشده . پس اين نيز در نزد مقرّبين شرك است . و لكن جزا و شكر و مدح و ثنا از خلق نخواسته‌اى ريا نكرده‌اى كه در ظاهر شرع باطل باشد . پس اين عمل خالص است ، يعنى از خلق ، و هم خالص نيست ، يعنى از لحاظ نفس و بهشت و جهنم . و ايضا بدان چنانچه رضا و اخلاص از عشق خيزد ، همچنين توجه تام نيز از او خيزد . زيرا كه تا محبت و عشق نباشد ، نفس از خود و هواى خود خالى نشده پس لا محاله خيالات نفسانى پيدا شود . توجه آن بود كه حضرت امير ( ع ) داشت كه پيكان از پاى مباركش در حالت نماز كشيدند و خبر نشد . الا لعنة اللّه على القوم الظّالمين و سيعلم الّذين ظلموا اىّ منقلب ينقلبون . مطلب چهارم در بيان امكان محبت . قال اللّه تعالى فى سورة التوبة قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ الى قوله أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ 58 : بگو اى پيغمبر اگر هست پدران شما و پسران و زنان شما و عشيرهء شما و اموال و تجارت شما بهتر از براى شما از خدا و رسول خدا و جهاد در راه خدا پس منتظر باشيد تا بياورد خدا امر خود را و خدا هدايت نمىكند قوم فاسقين را . و قال النّبى ( ص ) لا يؤمن احدكم حتّى يكون اللّه و رسوله احبّ اليه ممّا سواهما 59 : مؤمن نمىشود هيچ‌يك از شما تا بوده باشد خدا و رسول او در نزد او بهتر از هر چيز . و آيات ديگر هست . بدان كه اتّفاقى همه اهل معقول و حكمت بلكه همه مذاهب و انبياء است كه