نظر علي الطالقاني

374

كاشف الأسرار ( فارسى )

تحقيق [ الرّحمن على العرش استوى ] خفا ندارد كه مظهر جلال و عظمت سلطان ، عرش است كه تخت باشد . پس او آينهء جلال و رفعت نماى سلطان است و غرض و فائده و كمال تخت نيز همين است . و چون صادر اوّل آينهء جلال و عظمت‌نماى سلطان حقيقى است ، پس معنى الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى 113 ظاهر شد و هيچ محتاج به تأويل نيست چه على به معنى علوّ جسمانى نيست بلكه علوّ روح بر جسم نمونهء آن است . و تفسير استوى به استولى تفسير به لازم معنى است كه لازمهء سلطان استيلاء و تسلّط بر تخت است و چون تخت جسمانى بىپايه و اركان نمىشود و پايه و ركن شيء گوشه و پارهء از شيء است و چون حضرت ظلّ اللّهى محل فيض خلق و رزق و احياء و اماته و علم است ، كه اينها به واسطهء او به ما دون رسد و علم و حيات يكى است چه حيات دلها به علم است ، النّاس موتى و اهل العلم احياء ، 114 پس هر يك از خلق و رزق و احياء و اماته يك ركن عرش اعظم خدا است ، پس هر كه دارا و حامل آن است او حامل يك ركن عرش است . پس آنچه گفته‌اند كه حضرت اسرافيل و ميكائيل و جبرائيل و عزرائيل صلوات اللّه عليهم حاملان و اركان عرشند معنى آن نيك ظاهر شد . و امّا آنكه در سورهء الحاقه فرموده وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ 115 و از مجمع از حضرت خاتم ( ص ) روايت مىكند كه امروز حاملان عرش چهارند و در قيامت هشت شوند ، 116 هم درست ، به قاعدهء قوس صعود و نزول ، چه در صعود نيز بايد پيدا شود اشخاصى كه همسر ايشان شوند . و در اخبار كه در صافى است تفسير آن چهار صعودى به حضرت نوح و ابراهيم و موسى و عيسى صلوات اللّه عليهم اجمعين نموده و گويا از اين بفهمى كه زمان حضرت آدم ، عالم مقام نطفه را داشت و اوّل مقام خلقت ، علقه شدن است . پس حضرت نوح مقام خلق شدن عالم است كه به شريعت او خلقت تمام شد و به حضرت ابراهيم ( ع ) روح دميده شد و به حضرت موسى روزى تربيت خورد و به حضرت عيسى به زمان تكليف رسيد ، فافهم ، اگر چه مناسبتهاى ديگر نيز ذكر كرده‌اند و توان هم ذكر كرد . و هو العالم . تحقيق فى بيان هبوط آدم ( ع ) و عصيانه : فلنذكر اوّلا بعض الاخبار من الصافى . قال و فى العيون عن الرضا ( ع ) انّ اللّه عزّ و جلّ خلق آدم حجّته فى ارضه و خليفته فى بلاده لم يخلقه