نظر علي الطالقاني
350
كاشف الأسرار ( فارسى )
است قسمت به او منتسب نيست و كذا انا مدينة العلم و علىّ بابها . 7 و يكى شجرهء خبيثه كه شجرهء ملعونه و شجرهء زقوم و سجّين همان است و بالمقايسه طبقات او نيز معلوم شود . اصل او ابو فلان ، فرع او ابو الشرور ، شاخ ساير سلاطين جور از بنى اميّه و عباسيّه و نمرود و شدّاد ، و هكذا برگ تابعين ، ثمر مكر و حيله و ظلم و فساد . تحقيق نگوئى غير مكلّفين نه تابع اين درختند و نه تابع آن ؛ زيرا كه جميع ذرّات از تبعيّت و جزئيّت اين دو درخت بيرون نيستند . نشنيدهاى و نديدهاى كه ولايت ايشان را بر جميع ذرّات از عناصر و نبات و حيوان و غير آن عرض كردند ؟ و امّا اين عرض آن است كه چون ايشان صرف و تقرّب و آخرتند پس هر چه اين اثر او باشد قبول ولايت كرده . نديدهاى در مدح ميوهها چون انار و حبوب چون عدس و هكذا چه نقل شده كه دل را نرم و رقيق كند يا نورانى كند يا اشك چشم افزايد و هكذا ؟ و ايضا چون ايشان صرف جمالند و محبوبند پس هر چه اين طور است قبول كرده . نديدهاى كه هر چه ولايت قبول كرد خوش آواز و خوش رنگ شد و عقيق قبول ولايت كرده و هكذا ممّا فيه جمال و نور ؟ و ايضا چون ايشان فطرت و سنّت خدايند و سنّت خدا جارى شده كه هر چيز طالب كمال و غايتى باشد يعنى هر دانى خود را فداى عالى نمايد و در او فانى شود ، چنانچه ايشان ( ع ) خود را فدا و فناء فى اللّه نمودند ، پس هر چه چنين است قبول كرده ، و تسليم نمودهاند . إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ 8 فافهم . نديدهاى كه هر چه ولايت قبول كرد شيرين يا حلال شد كه در مصرف انسان صرف شود ، چون عنصر در معدن و او در نبات و او در حيوان و او در انسان فانى مىشوند . پس معنى اخبار عرض ولايت نيك ظاهر شد . و امّا معنى وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ 9 يكى از سه طور است . اوّل : ما يظهر من الاخبار . ففى الصّافىّ عن الصّادق ( ع ) تنقّض الجدر تسبيحها . 10 و فيه عن الباقر ( ع ) ما يقرب منه 11 و كذا ما روى من بكاء كلّ شيء لسيّد الشّهداء ( ع ) . 12 دوّم : انّ تسبيح كلّ شيء عبارة عن تسبيح ربّ نوعه ، مثل ان يسمع صوتك من هذا البيت او وراء هذا الحجاب . و هذا كتكلّم الجنّ فى حجر او لسان طفل . و يدلّ اخبار و ادعية كثيرة على ربّ النوع مثل ما دلّ على الملكين الخلّاقين و الكاتبين و على