نظر علي الطالقاني
30
كاشف الأسرار ( فارسى )
كه صاحب و معلّم غافل است ، از كار و درس بازمانند . و اين صفت عبيد و اماء است كه در اخبار وارد شده . و اكثر مردم شايد چنين باشند كه اگر ايمن از عذاب جهنم و عقبات شوند دست از عبادت و اطاعت بردارند . و شايد در حق ايشان است كه چه بسيارند گرسنگان و كمند روزه داران . 36 و روزهء اينها صيام است كه محض امساك است از ترس . لا يقال پس عمل ايشان باطل است . زيرا كه اين ترس حاصل نشد مگر از اقرار به خدا و تصديق رسل و كتب و تصديق به معاد . پس البته باطل نيست و همين قدر هم مقام بلندى است و كلّ ميسّر لما خلق له . فافهم . دويم درجهء طامعين در ثواب و صابرين بر عمل ، كه ايشان چون فرقه اول عمل را زحمت مىدانند و لكن اينها منفعت عمل را فهميدهاند و چندان محبت و انس با خدا كه آمر و ناهى است ندارند ، پس دندان صبر بر جگر نهاده و به طمع رسيدن به بهشت و ما فيها ، از حور عين و مائدهها و لباسها و شراب طهور و غير آن ، مشغول عمل مىباشند . و حالت ايشان مانند كسبه و تجار و اجير است كه رنج را به جهت فائده آن ، راحت گمان مىكنند . رنج راحت دان چه شد مطلب بزرگ . و روزهء اينها صبر است و در اخبار تعبير از اينها به اجراء شده . سوّم درجهء راضين است كه عمل را از روى رضا مىكنند و خود عمل را راحت مىدانند . و عن الصادق ( ع ) العبّاد ثلثة قوم عبدوا اللّه عزّ و جلّ خوفا فتلك عبادة العبيد و قوم عبدوا اللّه تعالى طلب الثّواب فتلك عبادة الاجراء و قوم عبدوا اللّه عزّ و جلّ حبّا له فتلك عبادة الاحرار و هى افضل العبادة 37 و قال ( ص ) اذا احبّ اللّه عبدا ابتلاه فان صبر اجتباه و ان رضى اصطفاه 38 صادق ( ع ) فرمود كه عابدان سه قسماند . اوّل قومى هستند كه عبادت كردند خدا را از ترس عذاب ، اين عبادت عبيد است . دوّم قومى هستند كه عبادت كردند خدا را به طمع ثواب ، اين عبادت اجيران است . سوّم قومى هستند كه عبادت كردند خدا را به جهت دوست داشتن خدا ، اين عبادت آزادگان است و اين افضل عبادتها است . پيغمبر ( ص ) فرمود چون دوست دارد خدا بندهاى را مبتلا كند او را ، پس اگر صبر كند مجتبى سازد او را و اگر راضى باشد مصطفى سازد و برگزيند او را . و قال الخاتم ( ص ) ايضا اعبدوا اللّه فى الرّضا فان لم تستطع ففى الصّبر على ما تكره خير كثير 39 پيغمبر ( ص ) فرمود عبادت كنيد خدا را از روى رضا و اگر نتوانى پس در صبر كردن بر