نظر علي الطالقاني
316
كاشف الأسرار ( فارسى )
و اما التفات و محبت چهارده معصوم روحى و روح العالمين لهم الفداء نسبت به دوستان و شيعيان خود زياده از آن است كه در حيّز تقرير و قلم تحرير بر آيد . در تمام عمر غم ايشان و فكر ايشان به جهت شيعيان بود . حتى در دم آخر و هنگام مفارقت دنيا ما را فراموش نكردند و در قيامت كه همه وا نفساه گويند ايشان و امّتاه وا شيعتاه گويند . و در توصيف التفات خاتم ( ص ) بس است آنچه خدا در آخر توبه فرموده لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ 76 و در انبياء فرمود وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ . 77 و ظاهر است كه ايشان نور واحدند صلوات اللّه عليهم اجمعين . حتى آنكه به تواتر معلوم است كه در شادى ما شادند و در حزن ما محزونند . و حضرت خاتم ( ص ) فرمود بسيار نكاح كنيد كه من به كثرت شما مباهات مىكنم به امّتان ديگر روز قيامت . 78 و شيعيان را فرمودند برگ درخت طوبى مىباشند و درخت طوبى خود ايشانند . 79 چه اتصال و محبت زياده از اين ممكن است ؟ حتى آنكه با آنكه غيرت اللّهاند دوستان خود را اذن دادند بلكه امر كردند كه به زيارت محارم ايشان چون مادر و دختر و خواهر ايشان بروند و زيارت كنند و در مجالس و محافل خود صفات حميدهء ايشان را و مصائب ايشان را بگويند . و صديقهء طاهره اطفال شيعيان را چون بميرند تربيت مىكند و روز قيامت زينت كرده او را هديه از براى پدر و مادرش مىفرستد . 80 و مكرر چون زنى يا مردى از شيعيان مقروض يا گرفتار بود گريه كردند و اين را از اعظم مصائب شمردند و تا چاره نكردند آرام نگرفتند . رجوع كن به كتب مثل مخزن و اسرار و غير آن تا بر تو روشن شود . الحمد للّه . مطلب هشتم در بيان معنى محبت خداوند تبارك و تعالى . بدان كه ظاهر است كه معنى محبت در مخلوق ، شدت ميل و كيفيتى است كه از علم به جمال و كمال محبوب ناشى مىشود . و چون خداوند يكتا از نقص و تركيب منزّه و عارى است پس اين معنى در او راه ندارد . پس محبت خدا يا مثل غضب و انتقام و استهزاء و مكر و بداى او است و امثال اينها ، كه آثار و نتايج آنها در خدا هست و عين آنها در خدا نيست ، چنانچه بيان اين مطلب در مسألهء بدا گذشت ، و يا بايد گفت چنانچه علم خدا عين ذات اوست نه آنكه كيفيتى است در او ، همچنين محبت او عين ذات او