نظر علي الطالقاني
270
كاشف الأسرار ( فارسى )
اخلاق اللّه ، ارشاد و تربيت است و لذا معصوم ( ع ) در آيهء وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً 535 فرمود كه آوردن كسى را از ضلالت به هدايت تأويل اعظم آيه است . 536 و اما بيان آنكه امير ( ع ) فرمود كه امر به معروف و نهى از منكر بكنيد و نترسيد كه اين عمل نه اجل را نزديك و نه روزى را كم مىكند ، اشاره است ابلغ از تصريح كه احدى امر به معروف را ترك نكرده و نمىكند مگر به جهت حب دنيا كه رأس هر خطا است و هر كسى كه در نفس خود رجوع كند بر اين مطلب بالبديهه شهادت دهد . و هم ايضا كالصريح است كه لازمهء ذات امر به معروف است رنجش مردمان و حصول دشمنان و قطع هدايا و احسان . آيا چگونه ممكن است كه مردم را از معشوقهء ايشان بازدارى و تو را دشمن نشوند و سگ را از جيفه مانع شوى و به تو حمله نياورد . و لذا باقر ( ع ) فرمود و صكوا بها جباههم و لا تخافوا فى اللّه لومة لائم 537 يعنى لازمهء امر به معروف ملامت و اذيت است و اين را در راه خدا سهل بشماريد . از جهت همين ملازمه بود كه بزرگان دين اين همه دشمن داشتند و فرمود لا يوجبون امرا بمعروف و لا نهيا عن منكر الّا اذا أمنوا الضّرر يطلبون لا نفسهم الرّخص و المعاذير 538 يعنى مىخواهند تا از هر جهت ايمن نباشند امر به معروف نكنند و حال آنكه بنابراين هرگز موردى از براى امر به معروف باقى نماند مگر كمى كه بر او اثرى مترتب نشود . فان قلت ، اين سخنان چگونه موافقت خواهد نمود با آنچه علماء ( قدس سرهم ) فرمودهاند كه واجب نيست امر به معروف مگر آنكه ظن به ضرر نباشد و به قول بعضى ( قدس سره ) خوف معتد به عند العقلاء هم نباشد و رضا ( ع ) فرمود واجبان على من امكنه ذلك و لم يخف على نفسه 539 يعنى واجبند بر هر كه او را ممكن باشد و بر خود هم نترسد . و اخبار ديگر نيز هست . قلت امور دنيا در بسيارى از مطالب نيكو شاهدى است چنانچه در مراقبه و غير آن اشاره نموديم . ببين تو و ساير عقلاء در امور دنيا تا چه حد سعى مىكنى و تا چه حد از خوف و ملامت باك ندارى و به سفر دريا و بلاد بعيده مىروى و كسى تو را ملامت نمىكند ، تا همان حد نيز امر به معروف كن و اگر نمىكنى تو را در نزد خدا عذرى نباشد و دنياى تو حجت خدا باشد بر تو . و اگر مردم به قدر دنياى خود امر به معروف مىنمودند مقصود حاصل بود و جميع فرائض برپا و غرض معصوم ( ع ) در همهء اين اخبار تا اين حد است كه عقلا را نه خوفى است و نه ظن ضررى . و در آن حدى كه غالب عقلا اقدام