نظر علي الطالقاني

258

كاشف الأسرار ( فارسى )

اول بيان سلوك و رفتار با بزرگان و فرمانفرمايان ، از بندگى خدا و اطاعت پيغمبران و ائمهء هدى ( ع ) و كذا اطاعت علماء و معلّمين و والدين و مولى و شوهر نسبت به غلام و زن و كذا اطاعت اهل شمشير و جور به توريه و تقيه و هكذا . و همه در قول خدا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ 503 كه در سورهء نساء است مندرج است و هر چند اولى الامر تفسير به اهل بيت شده و لكن خدا به عنوانى تعبير فرموده كه مناط قطعى حاصل است ؛ فافهم . دوّم سلوك با زير دستان از اهل و عيال و خدّام و رعايا و شاگرد و نحو ذلك . و همه را قول خدا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً 504 كه در سورهء تحريم است شمول دارد . سوّم سلوك با همسران و برادران ، و همه را قول خدا تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ 505 احاطه دارد . هر كه اين سه مسأله را بداند و بتواند ، قابل تقرب و بندگى و لايق رياست و فرمانفرمائى است و تمام اين مقام ، مخصوص آن والامقام است كه مخصوص به مقام قاب قوسين او ادنى و ممتاز به رياست ما سوى است و اهل بيت طاهرين او صلوات اللّه و سلامه عليهم اجمعين ثمّ الامثل فالامثل الى ما لا يتناهى . مطلب سوّم [ اشاره به انسان كبير و صغير ] در مجالس وعظ به بيانات مختلفه نوشته‌ايم و ظاهر ساخته‌ايم كه انسان نسخهء منتخب و مختصر از كتاب مبسوط است كه عالم كبير باشد و معنى منتخب از مبسوط اين است كه هر چه در اين به طور تفصيل و كثرت باشد ، در آن به طور اندماج و نمونه و قلّت باشد ، نظير دريا و قطره و خورشيد و مشعله . پس هر چه در خود بينى يقين نما كه در عالم كبير خزينه‌ها از اوست و هر چه در عالم كبير مشاهده كنى پى ببر كه از او نمونه‌ها در توست . پس در تو نيز سلطان و رعيت و استاد و مصلح و مفسد و اضداد و همسر و اشخاص برابر همه هست . و هر قسم كه ايشان را بنده و مطيع خودسازى و خود را مربى و فرمانفرماى ايشان نمائى و مملكت خود را نظم دهى چون همان سلوك را با اهل منزل و يا اهل مدينه معمول دارى همان نظم بعينه در اينجا ظاهر شود و همان ثمر در اين باغ نيز به كف آيد و كذا العكس كه هر سلوك كه با اهل منزل و با اهل مدينه كنى و از او نظمى به ظهور آيد و حاصل به خرمن رساند چون او را در مملكت وجود خود به كار