نظر علي الطالقاني
255
كاشف الأسرار ( فارسى )
فِي الْأَرْضِ 495 ( رعد ) ، دانستم كه خون فاسد دارم . و در بالاسر امير ( ع ) قرآن بازنمودم به جهت استكشاف اينكه دو استاد جليل من ( قدّس سرّهما ) كه صاحب جواهر الكلام و صاحب فرائد الاصول شيخ محمد حسن و شيخ مرتضى ( قدهما ) باشند كدام يك انفع به حال طلاب و عامهء خلقند ، اين آيه آمد كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَها وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً . 496 و اگر بخواهم آنچه ديدهام بنويسم از وضع كتاب خارج خواهيم شد . چهارم آنكه آيهء استخاره يا صريح و ظاهر است در مطلب كما مرّ و يا ظاهر نيست ، پس در اين صورت بايد استخارهء ديگر نمود تا آنكه نيك و بد ظاهر شود و هكذا . و ايضا بدان كه درست فهميدن مطلب از قرآن مجيد بسيار مشكل است . يكى از علماء در قزوين تازه از مرض شفا يافته بر سر سفرهء رنگين حاضر شد ، استخاره نمود اين آمد و اوحى ربّك الى النّحل الى قوله ثمّ كلى من كلّ الثّمرات . 497 به اطمينان تمام غذاى كاملى ميل فرمود به منزل رسيد و در بستر بيمارى خوابيد و اين حكايت را به سيد جليل و حبر نبيل استاد حقير حاجى سيد تقى ( قدس سره ) عرض نمود ، فرمود در استخاره ملاحظهء مورد نزول لازم است ، نحل كه مگس عسل است از ميوهها و گلها چه نحو اكل مىكند ، به روى چندين گل نشيند و به قدر پر پشه اخذ مىنمايد ، پس تو را بايستى از هر غذا اندكى بچشى . و ايضا بدان كه بعضى را خداوند كريم چنان حدسى عطا فرموده كه غالبا مطالب سائل را از آيهء استخاره مىگويد ، ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ ، 498 مثل آنكه بزرگوارى ( قدس سره ) از براى مكارهاى استخاره نمود اين آيه آمد سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ ، 499 فرمود مىخواهى حيوانى بخرى ، برو بخر خوب است . اللهم ارزقنا . پنجم آنكه بسا شود كه استخاره در ظاهر وفق ندهد مثل آنكه به جهت مريض طبيب خاصى در استخاره خوب آيد ، بعد از معالجه باز مريض فوت شود و يا بديدن كسى روى و نباشد . جواب اين است به جهت اين خوب آمد كه او تشخيص درد و دوا را مطابق واقع مىدهد به خلاف آن طبيب كه بد آمد ، و لكن اجل حتمى بود خدا شفا نداد و يا آنكه خرج دواى او كمتر است و يا آنكه طبيب محتاج است و خدا مىخواهد به او چيزى برسد و هكذا . و يا آنكه اگر در منزل مىماندى مزاحمى و نقصى رخ مىداد و يا آنكه مصلحت در نديدن آن كس بود و در ديدن او ضررى بود و يا آنكه مصلحت اخروى داشت اگر چه دنيوى نداشت و هكذا . پس زنهار كه اين اوهام فاسده و خيالات مفسده را از خود دور كن .