نظر علي الطالقاني
248
كاشف الأسرار ( فارسى )
فرمود اگر مىخواهى بفهمى كه در تو خير است رجوع به قلب خود كن ، پس اگر خوش دارد اهل طاعت خدا را و بد دارد اهل معصيت را پس در تو خير هست و خدا هم تو را دوست دارد و اگر بد دارد اهل طاعت را و خوش دارد اهل معصيت را پس نيست در تو خيرى و خدا دشمن دارد تو را ، و مرد با همان است كه او را دوست دارد . صادق ( ع ) فرمود هرگز دو مؤمن با هم ملاقات نكردند مگر آنكه افضل آن بود كه دوستى او با برادر مؤمن خود بيشتر بود . و فرمود هر كه دوستى نكند در راه دين و دشمنى نكند در راه دين پس نيست دينى از براى او . و بدان كه هر چند ما ضعفاء الايمان از قلّت يقين و كثرت وسائط ، ادعاى دوستى خدا بلا واسطه نتوانيم نمود و لكن شكر خدا را كه به بركت اهل البيت ( ع ) از سائر جهات ، تولّا و تبرّاى شيعيان كامل است هر يك به اندازه خود . پس همه به واسطه ، دوست خداى تعالى مىباشند و حبّ فى اللّه و بغض فى اللّه دارند . رجوع نما به ادعيه و زيارات بخصوص زيارت عاشورا كه چقدر اظهار مىنمايد كه خدايا تقرب مىجويم به تو به واسطهء دوستى دوستان تو و دشمنى دشمنان ، و در پيش اشاره به اين مطلب نموديم . بلى آن كه هيچ حبّى نداشته باشد مگر فى اللّه و هيچ بغضى نداشته باشد مگر فى اللّه يعنى هيچ حبّ و بغضى للدنيا نداشته باشد يعنى به مقام زهد حقيقى رسيده باشد از كبريت احمر نايابتر است و اينان مرادند در حديث سجاد ( ع ) كه ايشان را به جهت اظهار عظمت و شأن ايشان به ندا مخصوص مىسازند و بىحساب داخل بهشت مىشوند . اللّهم ارزقنا . مطلب ششم در بيان آنكه برادر ايمانى و دوست حقيقى هميشه در نهايت كمى بوده . ( ص ) : وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ الى قوله تعالى وَ قَلِيلٌ ما هُمْ . 473 ( زخرف ) : الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ . 474 قال الباقر ( ع ) : قام رجل بالبصرة الى امير المؤمنين فقال يا امير المؤمنين اخبرنا عن الاخوان . فقال ( ع ) الاخوان صنفان اخوان الثّقة و اخوان المكاشرة فامّا اخوان الثّقة فهم الكفّ و الجناح و الاهل و المال فاذا كنت من اخيك على حدّ الثّقة فابذل له مالك و بدنك و صاف من صافاه و عاد من عاداه و اكتم سرّه و عيبه و اظهر منه الحسن و اعلم ايّها السّائل انّهم اقلّ من الكبريت الاحمر و امّا اخوان المكاشرة فانّك تصيب