نظر علي الطالقاني
244
كاشف الأسرار ( فارسى )
و شرايع به جهت اين فرستاد كه از براى خود آشنا و دوستان گيرد و مردم را هم با هم دوست نمايد و لذا در آيات گذشته منت نهاد بر پيغمبر ( ص ) و امتش كه من الفت ميان شما دادم و شما را با هم آشنا نمودم ، و از شراب و غيبت و نمّامى و خبر اراجيف نهى فرمود تا الفت از ميان برنخيزد و جمع به تفريق مبدّل نشود ، و از تجسس بواطن منع نمود تا عيبها ظاهر نشود و منشأ نفرت و مخالفت نگردد ، و تقيّه را واجب نمود تا ميان ما و مخالفين حالت الفت نما باشد و فتنه برنخيزد و خونها به هدر نرود ، و جمعى از كفار را در زكات شريك ما نمود و نام ايشان را مؤلفة قلوبهم نهاد تا بدانى كه مقصود چيست ، و بعد از آيهء عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الَّذِينَ عادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً كه گذشت فرمود لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ 455 تا ظاهر شود كه مراد چيست . يعنى من كه خداوندم بناى آن دارم كه ميان شما و ايشان الفت دهم كه محبوب من است ، پس چگونه شما را از احسان به ايشان منع كنم و حال آنكه از اسباب الفت است ؟ و امر فرمود كه به قول ليّن تكلّم كنند كه اول درجه امر به معروف است و به كليم و هارون ( ع ) فرمود فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً 456 تا شايد با شما موافق باشد ، و در چندين موضع ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ 457 فرمود و فائدهء او را بيان نمود فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ 458 و خبر از طريقهء بزرگان دين داد تا ديگران تأسى كنند وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً 459 و به خاتم ( ص ) فرمود فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَ قُلْ سَلامٌ 460 ( زخرف ) ، و سلام را سنّت مؤكّدى در هر شريعت قرار داد و ثواب او را به اضعاف مضاعف از ثواب جواب ، با آنكه واجب است ، بيشتر نمود زيرا كه سلام بخصوص اگر مكرر شود از اسباب الفت است و اين ، سبقت در الفت گرفته و جواب او را واجب نمود تا دل او نرنجد و لشكر الفت از دو طرف تلاقى كنند . ز يك سو مهربانى دردسر بى . و بزرگتر و برتر و سوار را امر به سلام كوچكتر و پياده نمودند ، چون اسباب تكبر او راست ، تا تكبر درهم شكند و ديگر آنكه سلام او در سببيّت الفت كاملتر است كما لا يخفى . و منع از تكبر و امر به تواضع نمود كه آن از اسباب تفريق و اين از اسباب تأليف است . و از جدال و مراء اگر چه به حق باشد منع نمود تا به عداوت نكشد . و امر نموده كه مردم ظاهر خود را آراسته دارند و عيوب خود را پنهان كنند و لباس تجمّل و عطر بكاربرند تا از هم متنفّر نشوند و به هم ميل نمايند . و اينهمه تأكيد و ثواب در نماز جماعت نه از براى محض خم و راست شدن است كه در منفرد نيز هست بلكه به جهت آن است كه لازمهء او الفت و