نظر علي الطالقاني
20
كاشف الأسرار ( فارسى )
نفرستاديم بر تو قرآن را كه مشقت بكشى . و گاهى به شيوهء عاشقان فرمايد لَعَمْرُكَ 41 ( حجر ) : قسم به جان تو . و اگر رجوع به ادعيه و مناجات ائمه و اهل بيت عصمت نمائى سخنان عجيب و مضامين غريب مشاهده نمائى ، و هر چند تو به مقتضاى تكليف و مقام خود آنها را تأويل و توجيه نمائى و لكن مجملا بدان كه واقع نه چنين است . نكات عشق جز عاشق نداند . مطلب پنجم [ سرّ اختلاف حالات انبياء و جامعيت اهل بيت ] چون دانستى كه مظاهر اسماء ، مختلف و مقتضاى هر يك ، متعارض است لهذا حالت پيغمبران را نيز مختلف بينى . فرمود حضرت يحيى هميشه مىگريانيد و حضرت عيسى ( ع ) گاهى به گريه وامىداشت و گاهى به خنده و طريقه حضرت عيسى ( ع ) بهتر بود 42 و اين مطلب بعد از قول خدا تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ 43 يعنى اينانند رسولان ، تفضيل داديم بعضى ايشان را بر بعضى ، بسى ظاهر است . چه لازمه تفاضل تخالف است و لازمه پست و بلندى تفاوت . بلى چون حضرت خاتم ( ص ) و اهل بيت او مظهر اسم اللّه و هر يك مظاهر جميع صفات و اسماء بودند لهذا از هر يك طريقهء همه بروز كرد و معجزات همه انبياء با زيادتى بىانتها ظاهر شد و لهذا ايشان را مخصوص به صفت و حدّى و ممتاز به مرتبه و رسمى نتوان نمود . گاهى چنان مظهر جلال شوند كه راوى عرض كند همه تو پسنديده است مگر آنكه قدرى با تكبّرى ، فرمايد اين كبريائى خدا است بروز كرده نه آن كه من متكبّرم . 44 و گاهى با گدا نشينند ( مسكين جالس مسكينا ) 45 فرمايند . و گاهى دريا دريا لشكر را به حمله متفرق كنند . و گاهى دست بالاى دستها نهاده إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ 46 گويند . و گاهى گويند كه كليد خزائن خدا به دست ما است بلكه مائيم خزائن خدا كه از ما به اندازه هر كس فيض جارى شود و دامن كشد 47 و زياده از حد به سائل دهند و باز اظهار خجالت نمايند . 48 و گاهى نان جو افطار خود را دهند و اظهار عذر نمايند . 49 و گاهى در مسجد كوفه دست دراز كنند و از چندين منزل برف آورند 50 و معجزه بيت الطشت نمايند و پا دراز كنند و در شام با معاويه آنچه خواهند نمايند . 51 و گاهى به صادق ( ع ) خبر دهند كه فلان زن شيعه را خليفه به دوستى شما حبس كرده رو به مسجد كند و از خدا خلاصى او طلب نمايد . 52 و گاهى به مجلس خليفه و سلطان جائر حاضر شوند و هديه و وظيفه قبول نمايند و به تقيّه راه روند . 53 و