نظر علي الطالقاني

219

كاشف الأسرار ( فارسى )

بروز كند . و ايضا چون در خود سير كنيم در بعضى افراط و وسواس بينيم و در بعضى تفريط و بىمبالاتى مشاهده كنيم و زمانى نمىگذرد كه ببينيم به جاى افراط تفريط نشسته و در منزل تفريط افراط مسند خلافت گسترده . و اگر تو نيز در خود سير كنى و انصاف دهى جز اين نبينى . بر هر كه بنگرى به همين درد مبتلاست . و به جهت زيادتى توضيح چند مثال ديگر نيز بياوريم . مثلا اگر چندى با زير دستان به مهربانى و بشاشت حركت كنيم و با زبردستان به فروتنى و كوچكى ، ظاهر شود كه از حد گذرانده‌ايم و ضرر كشيده‌ايم و چندى عكس كنيم باز همين بينيم . لمّش اين است كه اعتدال ندانيم و نتوانيم . و در بعضى كارها تعجيل كنيم ضرر كشيم و در بعضى صبر كنيم هم ضرر بينيم و از هر دو صورت مطلب فوت شود . بيانش اين است كه هر چيزى را وقتى است كه اگر پيش از او طلب كنى ، يا نيابى و يا ناقص بينى و اگر بعد طلب كنى باز همين بينى و هر دو را در قرآن مذمت فرمود ( نساء ) : وَ إِنَّ مِنْكُمْ لَمَنْ لَيُبَطِّئَنَّ . 315 ( توبة ) : وَ لا يَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلَّا وَ هُمْ كُسالى . 316 ( توبة ) : ما لَكُمْ إِذا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ . 317 ( بنى اسرائيل ) : وَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا . 318 ( انبياء ) : خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِيكُمْ آياتِي فَلا تَسْتَعْجِلُونِ . 319 و هكذا . مثلا هر زراعت و هر ميوه را وقتى است كه اگر پيشتر چينى ناقص و اگر ديرتر گيرى ضايع است . و پسر و دختر را در سنّ خاص بايد زن و شوهر داد و چون تعجيل و تأخير مىشود از هر دو فتنه‌ها و فسادها بر ملا شود چنانچه مىبينى . و اگر جراحت را زود نيشتر زنى ناسور كرده و اگر تأخير اندازى دردهاى ديگر شود . تنبيه [ تميز مسارعه از عجله ] گمان نكنى كه مصداق وَ سارِعُوا 320 و يا فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ 321 با موارد عجله يكى است ، زيرا كه بسيارى از امور را امتدادى است ، چه از شرعيّه و چه از عرفيّه ، كه تمام آن وقت ، وقت اوست ، پس اگر در اوايل وقت او اقدام كنى سرعت و اشتياق است و اگر پيش از وقت به عمل آورى تعجيل و افراط است و اگر بعد از وقت طلب كنى تفريط است . تنبيه [ سبب تعجيل ] سبب تعجيل دو چيز است : يكى خوف فوت كه از جهل و نادانى خيزد ، چنانچه