نظر علي الطالقاني

216

كاشف الأسرار ( فارسى )

مرتبه بيايد و خالى بيند آيا ديگر به تو اعتنا خواهد كرد و از براى تو اعتبارى در پيش او خواهد ماند ؟ پس حيوان نيز ضرر او را ادراك نموده . چه پرسى از زبانى كه يك كلمه كذب او شخص را كافر كند و خونها بريزد و مالها به يغما رود و از او ملتها مضمحل شود و بدعتها آشكار گردد ؟ آيا اينهمه خصومات و مرافعات نه از كذب ظاهر مىشود ؟ اگر با هم راست بگويند چه نزاعى و چه مرافعه ؟ آيا نشان نشان‌دارى چيزى كه وسيلهء جميع معاصى شود جز زبان ، نه و اللّه ، نستجير باللّه و نعوذ به . پس حال به حمد اللّه به وضوح پيوست آنچه معصوم فرمود كه دروغ بدتر از شراب است و مفتاح جميع خبائث است . و اما سرّ جواز و حسن و وجوب كذب در بعضى از موارد كه فى الجمله اشاره شد هم بعون اللّه ظاهر است و به قاعدهء همين نقض غرض است ، زيرا كه دانستى فائدهء راستى نظم و اصلاح است نظر به نوع او كرده ، و غايت كذب و دروغ اخلال و افساد است هم نظر به طبيعت و كل او كرده . پس اگر در بعضى از افراد امر به عكس شود و گرگ ميش و ميش گرگ شود البته حكم نيز عكس شود . و اگر بالفرض سلطان جابرى طمع در عيال كسى كند گوئيم در اين آينه او را ببين اگر پسند آمد حكم تو را است . البته در اينجا آينهء كج و زشت‌نما ضرور است و آينهء راست‌نما كج است ؛ سبحان من جعل الاشياء موضعها 306 ما من دابّة الّا هو اخذ بناصيتها انّ ربّى على صراط مستقيم . 307 تنبيه به حمد اللّه ظاهر نموديم كه صدق را حسنى است ذاتى ممتنع الانفكاك و آن راست نمائى است و كذب را هم قبحى است ذاتى و آن كج‌نمائى است . و آنچه تغيير يابد و قابل تبدل و زوال است غايت و حاصل ايشان است كه صلاح و فساد و نفع و ضرر باشد ، كه گاهى غايت غلبه بر ذاتى كند و حكم را منقلب سازد . و اين نكات را حفظ كن كه در همهء علوم بخصوص فقه و اصول به كارت آيد . مطلب پنجم در بيان معاريض و توريه . قال الفيض ( قدس سره ) ورد انّ فى المعاريض لمندوحة عن الكذب ، يعنى بالمعاريض التّوريّة . ثمّ قال ( قدس سره ) و ذلك اذا اضطرّ اليها . 308 و روايت شده كه توريه باعث نجات از دروغ