نظر علي الطالقاني

211

كاشف الأسرار ( فارسى )

كذب مسئول عنه صاحبه الّا فى ثلثة كائد فى حربه فهو موضوع عنه و رجل اصلح بين اثنين يلقى هذا به غير ما يلقيه هذا يريد بذلك الاصلاح بينهما و رجل وعد اهله شيئا و هو لا يريد ان يتمّ لهم : 290 صادق ( ع ) فرمود در قيامت از هر دروغى سؤال خواهند نمود مگر در سه جا ، يكى دروغ در جنگ ، دوّم دروغ به جهت اصلاح و رفع فساد ، سوّم دروغ با زن و اهل خود كه به ايشان وعده مىكند و نمىخواهد به آن وفا كند . و كذا ورد عن النّبى ( ص ) . و ساير موارد به طور كلى خارج نشده بلكه دائر مدار ضرورت و تقيه و مصلحت است . در خصوص ندادن عشر و گمرك مال خود و برادر مؤمن رسيده است كه دروغ بگو و قسم هم بخور و علماء نيز ( قدس سرهم ) فتوى داده‌اند پس از آنكه مصلحت حفظ مال غلبه بر مفسدهء كذب داشته باشد . در غلبهء حفظ عرض و عقل و دين و نفس هيچ شبهه نماند ، پس در حفظ مقاصد خمسه جواز كذب جارى است و مع ذلك موارد شكوك و احتياط بسيار است . بلى چيزى كه باعث خلاصى و نجات است در اين مقامات توريه است كه ان شاء اللّه خواهى ديد . تنبيه اگر از در انصاف در آئيم و به ديدهء بصيرت بنگريم و از كذب و از آن دوازده قسم از صدق پرهيز كنيم به يقين شبانه‌روزى نيم ساعت نمىتوانيم تكلم نمود و نظير لال خواهيم بود مگر در صحبت علمى بىجدال . پس چون آفتاب ظاهر شد معنى كلام باقر ( ع ) كه شيعيان ما ساكت و صامتند و لالند ، يعنى از كمى سخن مثل بىزبانند . و چون اجتناب از اين سيزده قسم با معاشرت با خلق مشكل است لا اقل به همان دو قسم اول كه صحبت مزاح و مباح است اكتفا كنيم و به فكر باشيم كه اين ملكه شود و زياده از اين لجام زبان را رها نكنيم ، زيرا كه بديهى شد كه سر تا پاى انسان در نفع و ضرر به گرد زبان نمىرسد ، اگر چه ظاهر است كه جميع اعضاء و نعمتهاى خدا را همين طور ضايع مىكنيم و جميع كارهاى ما به همين نسبت است كه از چندين يك او نافع و با حكمت نيست و باقى مضر و باطل است ؛ و لذا خدا لقمان را يك كلمه آموخت فرمود : وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ ؛ 291 و لفظ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ تفسير حكمت است ، زيرا كه شكر : هو صرف العبد جميع النّعم فيما خلقت له ، 292 و بالاتر از اين بگو معنى اشكر للّه : كن راضيا عنه است 293 زيرا كه شكر لازمهء رضا است ؛ فافهم .