نظر علي الطالقاني
203
كاشف الأسرار ( فارسى )
حاضر مىشود و من كراهت دارم كه حاضر شوم خصومت را . هفتم [ مدح آنچه مىفروشد و ذمّ آنچه مىخرد ] مدح آنچه مىفروشد و ذمّ آنچه مىخرد با آنكه صدق گويد مذموم است ، و همچنين بسيار قسم بىضرورت ياد نمودن چنانچه فرمود در سورهء بقره : وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمانِكُمْ 246 و در سورهء ن : وَ لا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ 247 و فى الحديث : من حلف باللّه صادقا اثم 248 و فى آخر : ويل للتّاجر من لا و اللّه و بلى و اللّه 249 و عن الكاظم ( ع ) : ثلاثة لا ينظر اللّه اليهم يوم القيمة رجل اتّخذ اللّه بضاعته لا يبيع الّا بيمين و لا يشترى الّا بيمين . 250 در حديث است هر كه به راستى قسم ياد كند گناه كرده و در حديث ديگر : واى به تاجر از اين دو كلمهء نه و اللّه و بلى و اللّه ، كاظم ( ع ) فرمود خدا در قيامت نظر رحمت نمىكند به آنكه خدا را سرمايهء خود قرار داده كه نمىفروشد و نمىخرد مگر با قسم . و قسم خوردن به غير خدا و معصومين و آنچه لازم الاحترام است كراهتش شديدتر است و بعضى حرام دانستهاند ، مثل به جان من و به جان تو و به سر تو و نحو ذلك . و اقوى كراهت است زيرا كه از ائمه ( ع ) ظاهر شده مثل قول امير ( ع ) به طلحه و زبير : لعمركما ما تريدان العمرة و لكن تريدان الغدرة : 251 قسم به جان خودتان كه شما ارادهء عمره نداريد بلكه ارادهء مكر و حيله داريد . و مثل كلام سيد الشهداء روحى و روح العالمين فداه : لعمرك انّنى لا حبّ دارا تكون بها السّكينة و الرّباب : 252 قسم به جان تو دوست دارم خانهاى را كه در او سكينه نام و رباب نام باشد . هشتم فحش و دشنام دادن است به راستى مثل اينكه گويد اى كور و اى شل و اى گرسنه و گدا و يا به صورت انشاء در آورد مثل اينكه گويد خدا كورت كند . خدا فرمود وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ . 253 و شك نيست كه اذيت مؤمن حرام است و چه اذيتى است بالاتر از فحش . خاتم ( ص ) فرمود بهشت حرام است بر هر كه فحش گويد . 254 و همچنين ملامت و سرزنش مؤمن . با آنكه در اخبار است كه شخص به هر چه ملامت كند از دنيا نرود تا به همان گرفتار شود 255 و اين به كرّات به تجربه رسيده . خدا در حجرات فرموده لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى أَنْ