نظر علي الطالقاني

198

كاشف الأسرار ( فارسى )

و بدى هر چيز ، از افعال و لوازم او هويداست . پس زبان از نعمتهاى بزرگ عجيب و از صنعتهاى لطيف غريب خداى تعالى است و كفر و ايمان كه نهايت كمال و غايت نقصان است بسته به شهادت و اظهار زبان است و بقاى هر شريعت و طريقت و هر ملكه و صنعت و هر علم و حكمت و هر دانش و معرفت به طفيل زبان و بيان است و هيچ موجود و معدومى نيست ، چه از ممكن و چه از ممتنع و چه از خالق و چه از مخلوق ، مگر آنكه زبان متعرّض او تواند شد و نفى و اثبات او تواند نمود و مدح و ذمّ او تواند كرد و چنين خاصيت عام و اثر تمام در عضو ديگر از اعضا پيدا نشود ، زيرا كه چشم از رنگ و گوش از صوت و شامه از بو و باقى اعضاء از لمس اجسام تجاوز نتواند . و ايضا ادراك چشيدنيها و مزه‌ها منحصر به اوست . و ايضا اختلاف صوتها و تفاوت آوازها به طورى كه هيچ دو ، به هم از جميع جهات مشتبه نشوند به واسطهء اوست و ايضا در مقام افساد و اصلاح و هدايت و ضلالت و لذت دادن و اذيت نمودن هيچ چيز به او نرسد و شمشير و نيزه به گرد او نرسند ، زيرا كه اينها از بدن نگذرند و چون جراحت التيام يافت بدن به حالت اول عود كند و زخم زبان بر دل نشيند و تا روز مردن ناسور بماند و همه اعضا از شر او در حذر باشند . و عن السّجّاد ( ع ) لسان ابن آدم يشرف على جميع جوارحه كلّ صباح فيقول كيف اصبحتم فيقولون بخير ان تركتنا و يقولون اللّه فينا و يناشدونه و يقولون نثاب و نعاقب بك : 217 سيد ساجدين ( ع ) فرمود : زبان آدمى در هر صبح رو به ساير اعضاء مىكند مىگويد چگونه است احوال شما . در جواب مىگويند اگر تو بگذارى خوب است و مىگويند تو را به خدا كه مراعات حال ما كن ، و قسم مىدهند او را و مىگويند ثواب ما و عقاب ما به واسطهء تو است . حال قدرى اشاره كنيم به ضررها و منفعتهاى او به اشارهء تفصيلى . مطلب سوم در بيان ضررهاى زبان و آفتهاى او كه سيزده قسم است : اوّل [ سخن بىفايده ] سخن بىفايده گفتن و عمر را به بيهوده و عبث صرف نمودن است و چه بسيار اشخاص كه به جهت حب رياست مىخواهند مجلس آرا باشند و متكلم وحده گردند و يا