نظر علي الطالقاني

195

كاشف الأسرار ( فارسى )

اجابت دعاى من ، عتاب مىكنم از روى نادانى بر تو و شايد آنچه طول كشيده و بر آورده نشده همان خير من باشد زيرا كه عاقبت امور را تو مىدانى نه من . اى واى بر ما كه اين همه را دانيم و بينيم و شنويم و باز كور و كريم . و خداى مهربان ما را ، چون مادر طفل را ، تربيت مىكند و باز به حكمت و تدبير و مصلحت بينى او راضى نباشيم و بر او به زبان ، لا اقل به دل ، اعتراض كنيم كه فلان چيز آخر چه مصلحت دارد . اى بسا مؤمن كه به نيّت درست بخوابد كه سحر برخيزد ، و خود را ملامت كند . ببين خدا هم به او لذت دنيا داد كه خواب كرد و هم نماز شب از براى او نوشت كه به نيت درست خوابيد و چندين مقامات كه به او كرامت فرمود كه خود را بد دانست و ملامت كرد و اگر نماز مىكرد به عجب گرفتار مىشد و ضرر دنيا و آخرت هر دو داشت . و گاهى ميان بنده و گناه تخليه كند چنانچه پيش گفته شد . و بسا باشد كه سالك بيچاره گمان كند كه به مقام صبر و رضا رسيده كه اگر خدا جميع اعضاء او را بگيرد و او را مورد هر ملامت كند و به فقر و فاقه گرفتارش كند راضى است پس طالب اين بلاها شود و خداى مهربان مىداند كه طاقت ندارد . و بسيار ديده‌اى كه شخص به بعضى از صدمات ، مثل فوت اولاد و گرفتارى دين و تهمت ، از صميم قلب از خدا خواهش مردن نمايد يا نفرين به اولاد نمايد و هكذا ، چنانچه فرمود : وَ لَوْ يُعَجِّلُ اللَّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ 214 كه در سورهء يونس است و در بنى اسرائيل فرمود : وَ يَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَيْرِ وَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا . 215 و اللّه همهء اين مرضها و بدگمانيها زير سر خود خواهى و دلبستگى به دنياست كه محبت او ما را چنين كر و كور نموده . بيا چشم و گوش باز كنيم ، دست از دلبستگى اين عجوزه دو روزه برداريم ، آن وقت روشنتر از آفتاب خواهيم ديد كه هزار هزار مادر ، مثل خدا در مقام رأفت و مهربانى ما نيستند با آنكه همين مادر را نيز او مهربان كرده . خدايا با ما آن كن كه تو اهلى ، چنانچه ما كرديم با تو آنچه اهليم ، و با ما مكن آنچه ما سزاواريم چنانچه ما نكرديم با تو آنچه تو سزاوارى بمحمّد و آله صلّى اللّه عليهم .