نظر علي الطالقاني
171
كاشف الأسرار ( فارسى )
واضحتر از اين مىفرمود كه شكم و فرجپرستى و بخل و هكذا بد است و سخاوت و گذشت و راستى و هكذا خوب است و قناعت مىكرد به آنچه عقول را مسلّم است هم چه ثمر داشت ؟ و زياده بر گفته عقل چه آورده بود ؟ و چگونه صادق آمدى كه پيغمبر عقلى است كلّى و عقول امّت عقلى است جزئى ؟ بلكه هر چه مقدمه و مؤدى بود به اخلاق حسنه از افعال و حركات بسيار بالخصوص بيان فرمود و امر نمود ، مثلا صدقات و زكات و خمس و صله رحم و اكرام مهمان و امثال اينها را به انواع و اقسام بسيار و ثواب بىشمار بيان فرمود و امر نمود به جهت حاصل شدن صفت سخاوت و رحم و مروت و هكذا ، و هر چه مقدمه و مؤدى بود به اخلاق ذميمه ، از افعال و حركات بىشمار ، يكانيكان را بيان فرمود و نهى نمود ، و چه بسيار از حدود در دنيا به جهت آنها قرار داد و چه عذابهاى اخروى در جزاى آنها بيان فرمود . اين است معنى كلام علماء ( قدس سرهم ) كه الواجبات الشّرعيّة لطف فى الواجبات العقليّة يعنى جميع افعال و تروك كه در شريعت غرّا بيان شده و امر و نهى به آنها تعلق گرفته ، ثمر و غايت آنها همين است كه شخص متّصف به اخلاق حميده و خالى از صفات ذميمه شود . تنبيه از آنچه ذكر شد توانى فهميد كه فى الجمله اعمال لذّات و رياست و حفظ حيات به جهت بقاى نظم دنيا و نوع است كه مقدمه آخرت است و بىاو تحصيل آخرت ممكن نيست ، و ترك غالب و عمده اينها به جهت تحصيل علم و عمل آخرت است . و ايضا هر فعلى و تركى و هر عملى كه از براى نظم دنيا است ، چون راندن شهوت و خوردن غذا و اداء دين و وفا به وعده و تحصيل مسكن و لباس و معاملات و غير اينها هر چه باشد ، هيچيك قصد قربت ضرور ندارد و بىقصد قربت صحيح است ، زيرا كه معنى صحت ، ترتّب اثر و ثمر است و ثمر اينها نظم دنيا است كه مترتّب مىشود . بلى اگر قصد قربت در اينها كنى تحصيل آخرت هم كردهاى . و هر فعلى و تركى و عملى كه از براى آخرت باشد بىقصد قربت لغو و باطل و و بال است و سرّش آن است كه مقصود از همه آنها بندگى و عبوديّت و شكر و حمد و تقرّب است و صدق بندگى و عبوديّت و تذلّل و فروتنى بىقصد قربت و فرمانبردارى غير معقول و كوسهء ريش پهن است . فافهم و احفظ .