نظر علي الطالقاني

166

كاشف الأسرار ( فارسى )

باب دوّم در تكرار ما سبق است به طرز ديگر و در اين باب چند مطلب است . مطلب اوّل در بيان فائده و تكرار . قال اللّه تعالى فى سورة الانعام انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ 112 و فى بنى اسرائيل وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُوا 113 و فى الزّمر وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ 114 و آيات از اين قبيل بسيار است . بدان كه تصريف در لغت به معنى تغيير است ، و لا بد بايد در يك چيز دو حالت رخ بدهد تا تصريف و تغيير صادق آيد ، و اگر مدام يك طور باشد تغيير نباشد . و اگر زيد مثلا مدام به يك حالت باشد و عمرو هم هميشه به يك حالت باشد و لكن حالت عمرو غير از حالت زيد باشد هم تغيير و تصريف نباشد ، نه در زيد و نه در عمرو . و به جهت همين نكته است كه علماء صرف تصرف در مصدر و لباس‌هاى مختلف به او پوشيدن را تصريف نام نهاده‌اند و چون خداوند تعالى هم يك مطلب را به طرزهاى مختلف بيان فرموده‌اند و تكرار او را به بيان ديگر اداء نموده‌اند لهذا تصريف فرمود و تكرير نفرمود ، زيرا كه ظاهر لفظ تكرار از اداى اين مطلب قاصر است . پس حاصل اين شد كه ما مطالب را به طرزهاى مختلف و طورهاى متفاوت بيان مىكنيم تا بفهمند و متذكر بشوند . وا عجباه از اهتمام خداى تعالى در ارشاد و هدايت مردم كه اول مطلب را به لباس‌هاى خوب و زينت‌هاى مرغوب مكرر فرموده ، و دوباره هم مكرر فرمود كه ما مطالب را مكرر فرموده‌ايم ملتفت باشيد ، و سه باره هم مطلب را به لام تأكيد و قد تحقيق و واو استيناف مؤكد ساخت و فرمود وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ 115 و به لفظ اشاره هم تأكيد ديگرى فرمود تا احدى را احتمال و شبهه نماند كه مراد همين قرآن است كه به آسانى به دست هر كسى افتاده . حال بعون اللّه گوئيم كه طريقه خدا و انبياء و اولياء بلكه مطلق عقلاء بر اين جارى شده كه مطالب مهمه را به بيان‌هاى مختلف مكرر مىكنند ، يكى به جهت آن كه چون انسان يك مطلب را مكرر شنيد در او تأثير مىكند و ذهنى و اعتقادى او مىشود علاوه بر اين كه به حس و تجربه ديده‌اى چنين است . ان شاء اللّه سرّش را بعد از اين