نظر علي الطالقاني
147
كاشف الأسرار ( فارسى )
هوا در يك جا جمع نشود و متاع و اسباب نفيسه عالم را به عمرهاى دراز نتوان جمع نمود و به هر مقام كه رسى عالم خيال وسيع است ، مقام بالاتر تصور كنى ، پس آرزوى تو كى خواهد تمام شد ؟ ببين آيا ممكن مىشود كه آنچه آرزوى تو باشد به عمل آيد ؟ نه و اللّه . از جمله جوانى هميشگى و بقاى جاويد مىخواهى و مىخواهى كسى از دشمنان تو نباشد و از دوستان و خويشان كسى نميرد و عالم هميشه بهار باشد و هر چه بخواهى بتوانى خورد و جماع نمود و هكذا ، با آن كه در دنيا هيچ كس به قدر سلاطين دشمن ندارد كه گذشته از اغيار و بيگانه ، از اهل و عيال و زن و فرزند خود خائف است و از محرمان بارگاه در خطر است و هرگز خواب راحت و بىخوف ، اين بيچاره ندارد و نتواند نمود . پس از اين بيان معنى احاديث گذشته و غير آن ظاهر شد . پس فهميدى تو را كه از دنيا منع نمودهاند به راستى و درستى تو را از تمنّاى امر محال منع نمودهاند . اى عزيزم گيرم كه دنيا به آخرت تو ضرر ندارد ، با آن كه اين فرض محال است ، يا آن كه در قيد آخرت العياذ باللّه نيستى ، لا اقل طالب امر محال مباش و تمنّاى محال مبر تا از دائره عقلاء خارج نباشى ، زيرا كه بالاترين درجه حماقت و سفاهت از پى امر محال رفتن است و در پى بىآن دويدن است و به معشوقى كه لازمهء آن بىوفائى و مفارقت باشد دل بستن است . بيا به خود رحم كن ، يك قدرى چشم و گوش باز كن و گوش به سخن خدا و پيغمبر ( ص ) و ائمه ( ع ) بده . برو به چيزى دل ببند كه تو خوف فراق نداشته باشى و او شيوهء بيوفائى نداشته باشد و ابد الآباد تو با او و او با تو باشد . و قدرى مشتاق لقاى خدا و بهشت او شو و بفهم معنى وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنْتُمْ فِيها خالِدُونَ 30 را كه بهشت لا اقل جائى است كه هميشگى است و خوف زوال و فناء در او نيست و كسى با تو مزاحمت ندارد و در او تضاد و تزاحم راه ندارد بلكه جائى است كه در او كلّ شيء فى كلّ شيء 31 صادق است . و در قبال اين تصور كن معنى جهنّم را كه او هم هميشگى است و در او هم كلّ شيء فى كلّ شيء است ، يعنى در عذابش جميع عذابها جمع است . نستجير باللّه العلىّ الكريم الرّحيم . چهارم [ بيان حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة ] ، بدان كه مضمون ( حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة ) 32 در احاديث بسيار وارد شده و خدا فرمود وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى 33 و فرمودند ( الدّنيا مزرعة الآخرة ) 34 پس آنچه سرمايه هر گناه است محبت دنيا است نه خود دنيا و آنچه مذمت كه وارد شده در